دانلود رمان بچه من pdf از مهتاب_ع برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
در رابطه با دختری مذهبی که تو خانواده سخت گیری بزرگ شده. ماجرا از جایی شروع میشه که یهویی روی بدن و گردنش کبودی هایی به وجود میاد اما نمیدونه منشا این اتفاقات از کجاست. این ماجرا تا زمانی ادامه پیدا میکنه که حالت تهوع هم به سراغش میاد و اونجاست که پدرش متوجه حالات دختر میشه. بعد از رفتن به دکتر و اومدن جواب ازمایش میفهمن دختر حاملهست! حالا دختری که نه با کسی رابطه داشته و حتی پسری رو لمس نکرده چطور حامله شده؟
از سره سفره بلند شدم و یک گوشه ایستادم تا غذا خوردنشون تموم بشه. بعد از اینکه همه کنار کشیدن مثل کلفت ها تمام ظرف ها رو جمع کردم و بعد از دستمال کشیدن سفره وارد آشپزخونه شدم. چه خواهرهام باشن چه نباشن این وظیفه به عهده منه. چون رسم بر این بود دختر مجرد و کوچکتر باید ظرف بشوره و کار خونه انجام بده تا از همین الان به کار خونه عادت کنه و پیش خانواده شوهر سرافراز بشه! قبل از ازدواج خواهر بزرگترم این کار
بر عهده اون بود اما بعد از ازدواج کردنش این کار برعهده من که هم کوچیک تر و هم مجرد بودم افتاد! بعد از شستن ظرف ها با دستمال دستهام رو خشک کردم و وارد اتاقم شدم .بعد از بستن در، لباس آستین بلند و دامن شش متریم رو با تیشرت و شلوارکم عوض کردم و موهام رو باز کردم. دستی بینشون کشیدم و هوایی بهشون دادم: -آخیش آزادی!! بهترین قانونی که توی خونه ماوجود داشت این بود “که از تایمی به بعد هیچ کس بدون اجازه نمی تونست
وارد اتاق یکی دیگه بشه و این موضوع باعث شده بود تا بتونم برای چند ساعتی که هم شده خود واقعیم باشم! از جام بلند شدم و به سمته آینه رفتم و چون هیچی زیره لباسم نپوشیده بودم راحت لباسم رو بالا دادم و نگاهی به خودم انداختم. هیچ اثری از کبودی وجود نداشت! چیز عجیبی که درباره اون کبودی ها وجود داشت این بود هیچ وقت طولانی مدت اثرشون نمی موند و حتی شده که بعد از ساعت اثرشون از بین می رفت. شونه ای بالا انداختم و…