دانلود رمان قتل سپندیار (جلد اول) pdf از moon_shine و parmisa_65 برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستان راجع به قتل سپندیار پسر ملک حسین… و نوه تراب خان ایل بختیاری قلعه تل… یکی از روستاهای خوزستان… که بوسیله شاهین برادر لی لی فر… کشته میشه.
سهراب؛ اون نگاه بازهم روم سنگینی میکنه… انگار که همه جا با منه… لب چشمه… تو جمعه بازار… حالا هم این عروسی احساس میکنم هر کی که هست روی ایوون وایساده و داره من رو با نگاهش خفه میکنه… دوست دارم بدونم اون کیه… ولی غیرتم قبول نمیکنه که نگاهم رو روی ایوون بچرخونم… هرچی باشه ناموس مردم اونجا نشسته… درست نیست به زن وبچه، کسی خیره بشم… ولی ای کاش میتونستم… این اولین باریه که دوست
دارم زیر تمام تعهداتم بزنم واز سر تا ته ایوون رو غربال کنم… تا بدونم اون کیه که با چشم هاش.. شیرینی این عروسی رو برام تلخ کرده…. یه جایی توی اون ایوون چوبی…. کسی هست که نگاهش مثل یه بختک اجازه نفس کشیدن رو ازم گرفته… نمیدونم نمیدونم شاید هم فکر میکنم که کسی داره نگاهم میکنه… ولی آخه این قلب پرشریان بی خود و بی جهت… برای هیچ وپوچ… این جوری خودش رو به درو دیوار نمیزنه…؟ خدایا چرا چند روز
ارامشم رو گرفتی؟… حالا من با این نگاهی که هر لحظه نفس کشیدن رو برام سخت کرده… چی کار کنم… کاش تابستون رو توی تهران میموندم… کاش اصلا نمی اومدم… خدایا توبگو… با عذاب ندیدن صاحب این نگاه چی کار کنم…! لی لی فر؛ از پله ها پائین میام و به این ورو اون ور سرک میکشم… شاهین نیست… جلوتر میرم… آه چرا چراغ ها خاموشه…؟ -شاهین. شاهین… اینجام.. بیا تو روشنایی… هان چیه؟… چی کارم داشتی…