دانلود رمان زندگی به نرخ دلار pdf از صدیقه بهروان فر برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
آیلین دختری جوان و زیباست که همراه با میلاد کوچکش که بیمار است، در محله ای در پایین شهر زندگی می کند. هزینه ی درمان میلاد با بالا رفتن نرخ دلار، بالا می رود و حقوق نه چندان کم آیلین، کفاف درمان میلاد و خورد و خوراک دو نفرشان را نمی دهد. با وخیم تر شدن حال میلاد، پزشکش تنها راه احتمالی درمان او را جراحی سنگین و پر هزینه ای می داند….
سریع به سمت لباس هایم رفته و با پوشیدن مانتو و شلوار مشکی و مقنعه ای که یادگار سال های قبل است، برای رفتن حاضر می شوم. تازه آن موقع است که نگاهم به میلاد کوچکم می افتد. من حالا با این طفل معصوم چه کنم؟ حتی وقت اینکه برایش لقمه ای نان آماده کنم را هم ندارم. تنها راه چاره ام، کمک گرفتن از عمه طاهره ی مهربانم است که در اصل عمه ی هیچ کس نیست ولی شدیدا علاقه دارد، عمه صدایش بزنیم. با نشاندن بوسه آرومی بر
صورت زیبای میلاد، از اتاق خارج می شوم. همان لحظه، صدای پسر بزرگ لیلی خانم بلند می شود :اوه…. چه عجب… مادمازل بیدار شدن… فکر کردم از ترس کرایه دیگه بیرون نمیایی… نگاهم را به حالت چندشی به او می دوزم. یک انسان چقدر می تواند نفرت انگیز باشد. با شلوار کردی گل و گشادی روی دیوار ایستاده است و کبوتری که در دستش است را نوازش می کند. دندان های زرد و یکی بود یکی نبودش حال آدم را خراب می کند.
نگاهم را کنترل می کنم تا از لب هایش بالاتر نرود و چشمان هیز و بیمارش را رصد نکنم. حتی ارزش جواب دادن را ندارد. به طرف اتاقک عمه طاهره قدم تند می کنم. تا الان هم کلی دیرم شده است. باید عجله کنم و خودم را سریعتر به اولین اتوبوس برسانم. با زدن تقه ای به در اتاق عمه و کسب اجازه از او وارد اتاقش می شوم. کاری که بارها بخاطرش مسخره شده ام. اینجا کسی برای ورود به حریم دیگری اجازه نمی گیرد. عمه طاهره ی مهربانم…