رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
دانلود pdf رمان شیدای من soratyrooz

دانلود رمان شیدای من pdf از soratyrooz برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی

داستان راجع به دختری ست به نام شیدا که از پنج سالگی پیش یک خوانواده دیگه بزرگ میشه… همون خوانواده یک پسر داره به اسم شاهرخ که چشم دیدن دختره رو نداره ولی…

خلاصه رمان شیدای من

صبح روزی که قرار بود برن دل من مدام شور می زد. توی حیاط بودیم و عمو علی داشت ساک ها رو می گذاشت توی ماشین. وقتی کارش تموم شد برگشت که دیگه خداحافظی کنه. شاهرخ هم به فاصله کمی از من ایستاده بود. سارا خواست بیاد پیشم که خودم پیش دستی کردم و رفتم بغلش.  ـ دلم براتون تنگ میشه، زود بیاین. ـ حتما عزیزم، منم دلم تنگ میشه. مواظب خودت باش. خوب درس بخون. از بغلش جدا شدم. ـ باشه حتما.

سارا رفت طرف شاهرخ و عموعلی اومد به آرومی منو تو آغوشش کشید. ـدخترم مواظب خودت باش. بعد جور ی که شاهرخ نشنوه. ـ اگر هم کاری داشتی به شاهرخ بگو. درسته لجبازه؛ ولی مهربونه. پشیمونه از بابت رفتارش؛ ولی به روی خودش نمیاره، من می شناسمش. ـممنون، باشه. هر دوشون بعد از چند دقیقه خداحافظی کردن و رفتن. همین جور داشتم به رفتنشون نگاه می کردم تا این که ماشین از توی کوچه محو شد. برگشتم رفتم داخل و اونم اومد

و پشت سرم درو بست. نمی دونم چرا احساس می کردم برگشتی در کار نیست وای نه دور از جونشون. سرمو تکون دادم تا از این فکرای آزار دهنده خلاص شم. ترجیح دادم تا اومدن مهسا که گفته بود بعدازظهر میاد خودمو سرگرم کنم. پس اول رفتم واسه خودم چیپس و پفک آوردم و روی مبل جلوی تی وی نشستم. کنترلو برداشتم و کانال وی که سریال ومپایر نشون می داد زدم. تازه فیلم به جاها ی حساسش رسیده بود و منم داشتم…

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    شیدای من
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    soratyrooz
  • ملیت
    ایرانی
  • ویراستار
    رمانسرا
  • صفحات
    243
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 678 بازدید
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.