رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
دانلود pdf رمان کسی می آید مریم ریاحی

دانلود رمان کسی می آید pdf از مریم ریاحی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی

داستان دخترجوانی است به نام خورشید. خورشید در یک خانواده گرم و صمیمی زندگی می کرد. تو یک محله خوب و معتقد. خورشید عاشق دوست برادرش حسام بود. حسام جوانی بسیار آقا، نجیب، مومن بود که همه بهش اعتقاد داشتند و پشت سرش قسم می خوردند. خورشید از برخوردهای حسام متوجه شده بود که بهش علاقه مند است ولی هیچ وقت مستقیم بهش اظهار علاقه نکرده بود…

خلاصه رمان کسی می آید

خورشید بی حوصله و خواب آلود به سوی بالش رفت و آن را برداشت و غرغر کنان به اتاق رفت. صدای مامان مهری را هنوز می شنید که سفارش می کرد: خورشید صبحونه ات رو زود بخور کار داریم! دلش نمی خواست صبح به این قشنگی با یادآوری موضوع خواستگاری خانواده ی ملکان، خراب شود. دوباره بالش را بغل کرد و تکیه به دیوار داد و نشست. انگار تازه داشت توی ذهنش دنبال دلیل برای رد کرد این یکی می گشت…

نمی دانست چطور باید به همه حالی بکند که باباجون من می خوام درس بخونم… دوست دارم حالا حالاها مال خودم باشم… دوست دارم مرد ایده آلم را خودم انتخاب کنم… چرا… باید هر کسی به خودش اجازه بده بیاد خواستگاری من ؟! » مامان مهری همیشه می گفت: خواستگار اعتبار دختره … عیب نداره، بزار بیان… اون قدر باید بیان و برن تا بالاخره یکی جور بشه… مطمئن باش اگه میون این همه آدم یکی اش به دلت بشینه

دیگه از صرافت درس خوندن و این حرفا می افتی؟! خورشید کم کم توی خودش فرو می رفت و بالش را بیشتر فشار می داد که صدای های و هوی مهرداد را شنید… با خودش گفت: معلوم نیست کی از خواب بیدار شده که الان این همه سرحاله! و صدای مهرداد آمد که بلند می گفت: خورشید… نون خریدم تنبل خانوم… هنوز بالایی؟!… مامان…! چرا صداش نکردی… نگفتم قبل از بلند شدن این مرتیکه، صداش کنید بیاد پایین ؟ !!

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    کسی می آید
  • ژانر
    عاشقانه، غمگین
  • نویسنده
    مریم ریاحی
  • ملیت
    ایرانی
  • ویراستار
    رمانسرا
  • صفحات
    419
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 1,729 بازدید
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.