دانلود رمان آرتمیس فاول pdf از فاطمه دشتی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
سامسونتی در دست دارد. سامسونتی که محتوای آن، آینده را به کولهی شوم گذشته پیوند میزند و هم اکنون جن و پریها چه میدانند از فردی که پشت پرده نشسته و با پوزخندی، تلاش آرتمیس را نظاره میکند؟ او میداند! رستاخیزی به پا خواهد خاست! رستاخیزی که در آن، خدای بازی، او خواهد بود!
سازمان فضایی ناسا- آمریکا… با چشمان کشیده و تیزبین آبی تیره اش افراد حاضر در جلسه را از نظر گذراند. همه دور میز کنفرانس سفید رنگ یو (U) شکل، نشسته بودند و با دقت به سخنان او گوش می کردند. فقط یک نفر همزمان با گوش کردن به سخنان او، مشغول گشت و گذار در لپتاپش بود و آرتمیس می دانست که چگونه باید او را تنبیه کند. این بی توجهی به سخنرانی او،
کمی برایش گران از آب در می آمد. هیچکس هم نمی توانست چنین چیزی را در مورد آرتمیس مغرور انکار کند؛ با این وجود با لبخند کجی آخرین سخنانش را به زبان آورد: -بسیار خب. فضاپیما پنج ماه آینده در تاریخ شش آوریل پرتاب خواهد شد. فضانوردان آماده باشند و تمریناتشون رو به طور منظم انجام بدن. جناب جرج سمپتون فرمانده ای رو بر عهده خواهد گرفت.
سؤالی نیست؟ یکی از حاضرین دستش را بالا برد. آرتمیس به او نگاهی انداخت: -گوش میکنم جناب پارک. پسرک ریزه میزه و زردپوست، با لهجه ناموزونش پرسید: -جناب فاول من از جک شنیدم که سفارشات تا سه ماه دیگه نمیرسن. این باعث نمیشه که روز پرتاب به تعویق بیفته؟ توی اون دو ماه نمیشه پروژه سفینه رو به اتمام رسوند. آرتمیس عمیق تر به او نگاه کرد….