دانلود رمان تقدیر یک فرشته pdf از نسرین سعادتی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
کیان رنجبر جراح قلب و پزشکی که اسم و رسم داره و تو همایشات بین المللی هم صاحب اسم و معروف، تو گذشته و دوره ی جوونیش سعی داشته به دختری دست درازی کنه اما موفق نمیشه… حالا سال ها گذشته… دنیز که یه دختره یتیمه همون دختر بوده، طی اتفاقاتی این دو باهم رو در رو میشن بدون اینکه همو بشناسن….
با خنده عقب گرد کردم و دستی تو هوا براش تکون دادم. تا رسیدنم به پشت ساختمان به حرف ها و رفتارهای حنانه فکر کردم و خندیدم، دختر سر به زیر و آرومی که کسی جز مهربونی و محبت ازش چیزی ندیده، از لحاظ قیافه هم چیز کمی نداره، موهای بلند مشکی، چشم و ابرو مشکی، پوست سفید، عین فرشته ها میمونه. تو ساختمان با کسی کاری نداره، دم پر کسی نمی گرده
مگه اینکه بخواد کمکی کنه. از همه بیشتر هم با من جور تره، خنده های از ته دلش یا شوخی های هر از گاهیش وقتیه که کنار منه… از همه بیشتر به من اعتماد داره… دیگه اینو همه هم میدونن حتی شهین خانم، دلیلش هم اینطور فکر میکنن که شاید چون من دختر خیلی شاد و شیطونی ام و همه دوستم دارن، حنانه هم مثل بقیه دوستم داره و از کارام خوشش میاد.
همین هم بهتره که اینجوری فکر کنن، هرچی کمتر کسی بدونه که چه اتفاقی بین ما افتاده بهتره، این قضیه چیزی نیست که همه بدونن، یه رازه فقط بین ما چهار نفر… من… حنانه… محدثه… مهسا… حنانه نمونه ی یه دختر تلاشگره، دختری که بعد از خوردن دو ضربه ی روحی محکم، دوباره از نو پاشد، تلاش کرد، صبر کرد، زندگی کرد، آرزو کرد، تا شد این. حنانه ی آروم اما قوی و محکم…