دانلود رمان پری زاده pdf از ف_ر برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
مازر، جنی که عاشق پریزاد میشه. نامزد دخترک رو میکشه و به جای اون باهاش ازدواج میکنه….
در حالی از فرط ترس و وحشت می لرزیدم و سرمای هوا به پوست خیسم فشار بیشتری وارد می کرد با دیدن آشپزخونه خالی لبم رو محکم گزیدم. خواستم به اتاقم برگردم که ناگهان فردی جلوی راهم سبز شد. هینی کشیدم و وحشت زده به عقب رفتم که نگاهم به چهره شیطنت بار فرهاد افتاد. نفس پر التهابم رو به سختی بیرون فرستادم و دستم رو روی قلبم که به شدت می کوبید گذاشتم.
چشم غره ای بهش رفتم که نگاهش رو به بازو های برهنه ام داد و گفت: _ چیه ترسیدی؟ بی توجه بهش وارد اتاقم شدم که دنبالم راه افتاد. لباس هام رو از روی تخت برداشتم و در حالی که سعی داشتم ترسم رو پنهون کنم گفتم: _ مامان کجاست؟ به چهار چوب در تکیه زد و در حالی که با نگاه چندش آورش بدنم رو رصد می کرد تا حوله رو از روش بردارم جواب داد.
_ یه ساعت پیش رفت چند تا خرت و پرت برای شام شب بخره. سری تکون دادم و گفتم: خیله خب حالا برو بیرون درم پشت سرت ببند. بی حرف بهم خیره شد و حرکتی نکرد که پشت بهش لبه تخت نشستم و مشغول پوشیدن دامن شلواری سفید رنگم شدم.مکثی کردم و با فکری که توی ذهنم اومد عصبی و هیستریک توپیدم. _ بار آخرت باشه میای سرک می کشی فرهاد!