دانلود رمان سایه ی رویا pdf از لیلا حمید برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
درباره یه پسری هست که تصادف می کنه با نامزدش وقتی تو کما بوده نامزدش میره ولش می کنه ولی این هنوز عاشقش هست یه دختری معرفی می کنن برای کاراموزی که پیشش کار کنه و ادامه ماجرا…
فردای کنگره یاسی به کلینیک آمد و قرار بر همکاری گذاشته شد. یک ماهی از حضورش در کلینیک گذشته بود و على الظاهر مراجعه کننده ها از کارش رضایت داشتند. طبق قرار قبلی با مسعود _شریکم_ مسئول رسیدگی به امور مالی تربیت شنوایی و پیگیری مسائل اقتصادی کلینیک من بودم. سرگرم بررسی قبض های بیماران و حساب و کتاب بودم که متوجه شدم،
منشی فراموش کرده مراجعه کننده های تربیت شنوایی تاریخ خاصی را در سررسید یادداشت کند. روزی که تعطیلی رسمی نبود! کلا منشی حواس پرتی بود و همین دلیل و البته نخ دادن های خزش به مسعود باعث اخراجش شده بود. با تلفن داخلی اتاق تربیت شنوایی تماس گرفتم و برای اولین بار یاسی را به اتاقم احضار کردم. چشمی گفت و اجازه خواست بعد از پایان زمان
کلاسش به دفترم بیاید که پذیرفتم. نه من مراجعه کننده داشتم، نه مسعود. مثل همیشه در این تیپ مواقع مسعود به دفترم آمده بود و درحالی که روی تخت ABR نشسته بود و پاهایش را یکی در میان تکان می داد از برنامه ی تور سیاحتی آخر هفته گذشته اش می گفت و زیبایی و هیجان آفرود در کویر مرنجاب. با تقه ای به در و بفرمایید گفتن من، مسعود دست از تکان دادن کودکانه ی پاهایش برداشت و….