دانلود رمان ژیکال pdf از سحر مرادی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
هامین صولت کشتیگیر معروفی که درست چند روز بعد از عقدش با ژیکال تست دوپینگ مسابقاتش مثبت میشه و برای همیشه از صحنهی ورزشملی محروم میشه. مجبور به تصمیم گیریهای بزرگ و سختی برای زندگیش میشه. اما این تنها اول ماجراست و تمام وقایع از طلاق هامین و ژیکال به پنج سال بعد موکول میشه….
انگار از مسیر نگاهم به نیتم پی برد که تا قدم اول را برداشتم تنش را کنار کشید و من فقط از نفس افتادن قلبم را فهمیدم وقتی لب زد. -ژیکال؟ خودم را به َکری زده بودم و تا رسیدنم به ماشین دو بار دیگرصدایم کرد و من با غضب به سمتش برگشتم و غریدم. -شایگان… به من بگو خانم شایگان… ژیکال مرده. قدم هایش روی زمین از نفس افتاد و من با چشم های خودم دیدم که برق نگاهش خاموش شد
و اگر یک لحظه ی دیگر ماندنم را لفت می دادم شاید مرگش را هم می دیدم. پایم را طوری روی پدال گاز فشردم که اگر کمربندم را نبسته بودم با صورت به سمت جلوی ماشین پرتاب می شدم. از آینه ی وسط ماشین نگاهم فقط روی دست های مشت شده اش ماند و چشم هایی که تا دور شدنم بدرقه ام کردند. راندم و هر چه عقده و خلاء بود در خودم بالا آوردم. می خواستم با آب دهانم فرو ببلعمشان
ولی انقدر بزرگ و حجیم شده بودند که راه نفسم را مسدود کرده بودند. ناچار زیر پل عابر پیاده توقف کردم و خودم را از فضای خفه ی ماشین نجات دادم. راست می گفتند که حادثه خبر نمی کند. پاهایم شبیه چندساعت گذشته ی شب، توان قدم برداشتن نداشتند. خسته شان کرده بودم با مصیبت های که بارها برای اتمامشان ختم گرفته بودم و فردایش از سر داغ یادش ضجه و موره کرده بودم…