دانلود رمان لیتیوم (جلد اول) pdf از میا شریدن برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
این کتاب داستان دختر و پسریه که برای هم ممنوعه محسوب میشن و حق این رو ندارن که عاشق هم بشن؛ چراکه ایدن قراره به فرمایش خدایان کلید تحقق یه پیشگویی عظیم باشه و برای همین باید با مردی ازدواج کنه که خودش رو فرستادهی خدایان معرفی میکنه، یعنی هکتور. ایدن باید به سن هجدهسالگی برسه تا ازدواج اون با هکتور پیر رسمیت پیدا کنه. اما پیش از رسیدن ایدن به سن قانونی اون اسیر عشقی مخفیانه و ممنوع با خدمتکار شخصی هکتور میشه…
سرعت قدم هام رو بیشتر کردم. می دونستم که درمونده به نظر میام. درمونده بودم. ترسیده، گمشده، غمزده، به طرز غیر قابل وصفی دلتنگ، این احساسات زیر پوستم رخنه کرده بودن. به کمک نیاز داشتم. من اهل این دنیا نبودم- اینو خوب می دونستم. اما به اندازه ای هم ساده لوح نبودم تا باور کنم مردی که داره نزدیک من راه میاد از اون دست آدم های دست به خیره.
هیچ بار و بنهای باهات نیست عزیزم؟ بدون اونا چه میکنی؟ جایی رو می خوای برای موندن؟ دستشو دراز کرد و موهامو از روی صورتم عقب زد، و من از لمسش خودمو عقب کشیدم. به راه رفتن ادامه دادم، حتی تندتر از قبل. ترس تو خونم قل میزد، معده ی خالیم داشت زیر و رو میشد. بابا لعنتی. موهات انگار رشته های طلاست. صورتت انگار صورت یه فرشته است.
شبیه یه پرنسس میمونی. تا حالا کسی اینو بهت گفته؟ یه اِه اِه اِه نصف خنده نصف هق هق از گلوم بیرون زد و با نفس نخراشیده ای خس خس کردم تا جلوش رو از بیرون زدن بگیرم. موقعی که مرد خودشو به سمت من آورد تا به جهتی بکشونتم، ضربان قلبم سر به فلک گذاشت، اینجوری مجبور شدم در عوض به چپ برم تا با اون برخوردی نداشته باشم. به بغل نگاه کردم و متوجه شدم که…