دانلود رمان دولت عشق pdf از پاییز برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
دولت عشق داستان عاشقی دختری از خانوادهای کاملا متجدد به نام ندا و پسری از خانوادهای به شدت معتقد و مذهبی به نام مهدی است. پسر و دختر جوانی که عاشق میشوند، خانواده پسر مخالفت میکنند و ایندو جوان بههم نمیرسند. یازده سال از جدایی میگذرد و ندا و مهدی در اثر یک تصادف باهم روبهرو می شوند. داستان از زبان هردو آنهاست. داستان علاقه ندا و مهدی مثل یه پازل هزار تکه است…
خنده ام را قبل از ظاهر شدن بر روی صورتم جمع کردم. باید قیافه جدی به خودم می گرفتم. با خودم تکرار کردم، “این فقط یک تصادف ساده است”. با بررسی اوضاع تصمیم گرفتم به مامان زنگ بزنم. قبل از این که از ماشین پیاده شوم، شماره مامان را گرفتم. الو مامان جون. سلام ندا، خوبی مامان؟ خوبم مامان، قربونت بشم میشه بری دنبال مرجان؟ من تو اتوبان تصادف کردم،
نمی دونم کی خلاص بشم! مامان که معلوم بود نگران شده است گفت: -وای خدا مرگم بده، طوریت که نشده؟ – نه مامان. من طوریم نشده. ماشینم یه کم خسارت دیده. ماشین جلویی توی لاین سرعت یهو زد روی ترمز. – خودت رو حرص نده مامان، نگران مرجان هم نباش، میارمش پیش خودمون، می خوایی آدرس بدی بابات بیاد؟ -نه قربونت برم، بابا بیاد چه کار کنه؟! تصادف کردم دیگه!
خودم که طوریم نشده! فقط مرجان رو… -گفتم که! نگران مرجان نباش، تو هم من رو بی خبر نذار فقط حرص نخور ندا. تو رو خدا دعوا هم نکن. تصادفه دیگه، حالا پیش اومده ! -باشه مامان، باز هم ببخشید. سریع تماس را قطع کردم و از ماشین پیاده شدم. از حرف مامان خنده ام گرفته بود.هنوز نگرانمه که من در خیابان با کسی درگیر شوم! در ماشین را که بستم، یک مرتبه سردم شد…