دانلود رمان وصله جان pdf از فاطمه برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
بوکسوری دو رگه برای انتقام خون پدرش مجبور میشه تو دِه بمونه و با بدست آوردن شواهد پی می بره که زن عموش قاتله. دستور به قصاص می ده اما درست لحظه ی اعدام افسون در قبال بخشش خواهرش خونبس جاهد خان میشه… افسون دختری که گناهکاره… آیاز معلم جذاب و خوش استایلی که در روستا مشغول به کاره اما کار اصلی اون آموزش نیست… اون مرد در پی انتقام و سواستفادهاس اونم از شاگرد ساکت و منزویش، صنم… دختری که بی گناهه…
-یعنی نمی خوای بری! با خونسردی ظاهری علوفه ها رو جلوی حیوونا میریزه. -چرا باید از خونم برم؟ دونه های گندم روی زمین می پاشم و صدام رو بالاتر می برم تا بشنوه. -تهدید کرده میگم چرا گوشت بدهکار نیست باید از اینجا بریم. روسری بلند سه گوشش رو محکم تر پشت گردنش گره می زنه. -تهدیدش تو خالیه می خواد به چه جرمی منو شلاق بزنه! چشمام درشت می شه و شونش رو می گیرم.
-شلاق بزنه! همونطور که مشتی دیگه از گندم ها رو بر می داره و روی زمین می پاشه جواب میده: – آره اومد اسب جبار و برد و برام خط و نشون کشید که اگه نرم میده وسط روستا شلاقم بزنن. راه خاکی ای که به روستا منتهی میشه رو با نگاه عصبی دنبال می کنم. – مگه شهر هرته؟ خسته از کارهای روزمره گوشه ی حوض کوچیک میشینه. -دیگه بعد مرگ جبار خان و…
آبی به صورتش می زنه و با اکراه نام فرد بعدی رو روی لب هاش میاره. -جمشید خان کسی نمونده جز این بچه ی فرنگ دیده. اومده ریاست کنه هر چی نباشه این ده برای ایناست. کنارش می شینم و دستام رو زیر آب می گیرم. سرد نه یخه. -دیگه دوره ی خان و خان زادگی گذشته پری قانون بفهمه حالشون رو می گیره. حالش روز به روز داره بدتر می شه. شبی که گذرونده ساده نیست…