دانلود رمان اِلی pdf از پاییز برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
امیر مشکات مهندس جوان و خودساختهای که در زندگی با خطکش دقیق اخلاق پلههای موفقیت رو طی کرده. الی دختر شلوغ و سرزندهای که از آسمون فرود میاد و برق نگاهی که پسر سربهزیری رو اسیر میکنه. داستان عاشقی ساده است، وقتی دلی بلرزه و قلبی ضربان بگیره! ولی امان از گذشته! فقط یک حقیقت وجود داره. هیچکس سفید سفید نیست، هیچکس سیاه سیاه نیست…
تو راهروها دربه در دنبال اتاق مسئول امور دانشجویی می گشتم تا برگه های انتخاب رشته رو برام امضا کنه که یه پسر خیلی خوشتیپی با عجله از بغلم رد شد و تنه اش محکم بهم خورد. چون غافلگیر شده بودم سکندری خوردم و تمام برگه هام پخش زمین شد. چند تا دختر از ورودی های جدید هم که بعدا فهمیدم همکلاسیمون هستن شروع کردن به هرهر خندیدن.
هم عصبانی بودم از دست این اُزگل که جلوشو نگاه نمی کنه و هم خجالت کشیده بودم از هرهر مسخره اون دخترا -آخ آخ ببخشید. بعد هم در حالی که سعی می کرد چشم هاش رو چپ می کرد گفت: -ببین من یه کم کورم! رومو برگردوندم و گفتم: -اشکالی نداره. با خودم فکر کردم این بشر چه قدر در عین خوشتیپی دلقک و بانمکه! دولا شدم و داشتم برگه ها رو از روی زمین جمع می کردم.
که اومد کمکم و گفت: – تو هم دنبال امور دانشجویی هستی؟ اتاق این علوی گور به گور؟ خیلی جدی جوابشو دادم: – آره، امور دانشجویی، یکی بنام علوی، گور به گوریش رو خبر ندارم! خندید و دستش رو سمتم دراز کرد و گفت: -کاوه محسنی سال اول برق. منم به لبخندی زدم و باهاش دست دادم. – امیر مشکات ، سال اول برق. ظاهرا هم رشته هستیم. یه برقی رو تو نگاهش دیدم…