دانلود رمان شبیه یک مرداب pdf از ساحل زندی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
بی شک، همه با جمله برای بهترین برنامه ریزی کن و برای بدترین آماده باش آشنایی دارن. تارا گریفین، دختر نوزده سال اهل کارولینا، با کلی رویاهای دور و دراز و یه عشق تموم نشده و دنیایی از مشکلات مالی که سر راهشه، تصمیم میگیره برای ادامه تحصیلاتش به کانادا بره اما هیچوقت اوضاع طوری پیش نمیره که برنامه ریزی کرده بود…
جیسن، بیش از حد مودب، خوش برخورد و به معنی واقعی کل مه جنتلمن بود. هرچند اون اوایل ورودش به این خونه کمی مشکوک میزد اما بعدها گفت که اهل کاناداست و چون توی دانشگاه چپل هیل قبول شده مجبوره مدتی رو اینجا بگذرونه که خدا میدونه شاید اینم یکی از هزارو صد تا دروغی بود که بهم گفته بود. درست حدس زدین! اون هیچوقت دانشجوی چپل هیل نبود،
اون فقط اومده بود تا یه کار نیمه تموم رو تموم کنه اما دست سرنوشت کاری کرد که من از همون نگاه اول حس کنم این مرد، قراره ز ندگی من رو تغییر بده! خصوصا وقتی که قلدربازی های ادوین هربار با دخالت جیسن بی ثمر می موند و این باعث میشد بفهمم که توی انتخابم اشتباه نکردم. پروسه عاشق شدن،یه پروسه طولانی بود اما عشق در نگاه اول خودش یه مبحث جداگونه داشت!
همونطوری که انتظارمی رفت، با صمیمی تر شدن منو جیسن، ادوین و دور وبریاش که برده زر خریدش بودن، دندون شون برای گاز گرفتن من تیزتر و تیزتر میشد! هیچوقت خصومت شخصی بین ادوین و جیسن رو نفهمیدم فقط فهمیدم که علاقه ای که بین ما دو نفر بوجود اومده بود روز به روز ادمای بیشتری روبه خون من تشنه می کرد اما من با وعده های جیسن دلگرم بودم….