دانلود رمان اویل و ماه pdf از زینب رستمی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
«آریانا جاوید»، دختر یکی از سرشناس ترین خانوادههای اصفهان است که تنها دو روز بعد از عروسی مجبور میشود همسر و خانهاش را ترک کند و بیخبر، به مکان نامشخصی برود. آریانا دنبال حقیقت است؛ حتی به قیمت از دست رفتن آبرو! دنبال آشکار کردن رازیست که میگویند اگر برملا شود، قیامت به پا خواهد شد…
این صبح کدر، همان روزی بود که از مدت ها پیش منتظرش بودم. امروز همه چیز معلوم میشد. خط پایان آن همه دویدن و نرسیدن، همین جا بود؛ خطی که شاید پایان زندگی ام هم می شد. یکباره سرعت ماشین کم شد. صدای باز شدن دری آهنی را شنیدم و ضربان قلبم شدت بیشتری گرفت. حالا لاستیک ها آرام از روی شن ها می گذشتند. انگار دل و جان من زیر چرخ های ون بود.
گوشه ی مانتو را بین مشتم می فشردم و به این فکر می کردم که احتمالا وارد حیاط خانه اش شده ایم. بارها اینجا را تجسم کرده بودم. بارها لابه لای کابوس های شبانه ام به دنبال جایی گشته بودم که با اتکا به هوش سیاهش نقشه ها و برنامه ها را می چید. هر چه حرکت ماشین آهسته تر می شد، شمارش معکوس بمب ساعتی را واضح تر می شنیدم. فقط چند دقیقه به انفجارش مانده بود.
حرف های زیادی برای گفتن داشت. پایان این انتظار یک ساله را فریاد میزد. می گفت چیزی به دیدن او نمانده. امروز نقاب پایین می افتاد… تیک تاک، تیک تاک، تیک تاک… ماشین که ایستاد، دلم ریخت و سست شدم. سریع و محکم صندلی را چسبیدم تا پس نیوفتم. گلویم از استرس خشک خشک شده بود و آبی برای قورت دادن توی دهانم نمانده بود. کسی در کشویی ون را باز کرد و…