رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
مطالب محبوب
دانلود pdf رمان دلکوچ (جلد اول) نغمه نائینی

دانلود رمان دلکوچ (جلد اول) pdf از نغمه نائینی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی

گردوخاک اسبش زودتر از خودش رسید دلم به هم پیچید تا نزدیک و نزدیکتر شد هی میخواستم رو برگردونم به بر پرشکوه و انکار کنم که ندیدمش اما از بالای چینه های باغ منو میدید… شاید از خانه ردم رو زده بود یا از کسی سراغم رو گرفته بود و پیام امده وای اگر از کسی پرسیده بود چه میکردم بزرگ خاک کل آبادی رو به توبره می کشید…

خلاصه رمان دلکوچ

خانوم جان، جلوی ارسی های رنگی شاه نشین لم داده بود به مخده اش، با اخم خیره به حیاط مصفا بود. یک ساعت میشد لب از لب باز نکرده بود. هر آینه منتظر بودم طوفان کند. ترسیده بودم از غیظ بزرگ وقتی خبردار میشد. کفری بودم از شفیع که یک تنه میخواست به جنگ با همه برود. بیگم با دوری مسی وارد شد و با احتیاط، کاهو و سکنجبین را روی قالی،

جلوی دست خانوم جان گذاشت. صداش آرام و با احتیاط در آمد. _خانم بالا، تصدق سرتون، همین حالا سلیمان کاهوی تازه آورد. خانوم جان همانطور با سر بالا برده و خیره به درختان پر شکوفه، گفت : این خنزر پنزرهای پاپتی ها رو از پیش چشم من بردار بده سلیمان تا نرفته ببره واپس بده. زیر چشمی نگاه کردم به بقچه ی قرمز گشوده شده گوشه ی اتاق.

که یک قواره پارچه ی نه چندان مرغوب و کله قند افتاده اش. یک ساعت بود به من و بختم دهن کجی می کرد. بیگم تر و فرز رفت گوشه های بقچه را هم آورد و همانطور هم زیر لبی هی گفت: تصدق سرتون خانم بالا، بلاگردون سرتون.. همین که از اتاق بیرون رفت، نامطمئن، دو زانو خودم را جلو کشیدم و دوری را به طرفش آرام هل دادم _بخور خانوم جان، بخور کامت شیرین بشه….

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    دلکوچ
  • ژانر
    #عاشقانه
  • نویسنده
    نغمه نائینی
  • ملیت
    ایرانی
  • ویراستار
    رمانسرا
  • صفحات
    1338
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 1,624 بازدید
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.