دانلود رمان زمین به شکل احمقانه ای گرد است pdf از نغمه نائینی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
رمان زمین به شکل احمقانه ای گرد است، داستان دختریه که توی یه خانواده ی سنتی زندگی می کنه؛ یه فامیل بزرگ و منسجم که این روزها کمتر نمونه ش رو می بینیم. مثل همه ی خانواده های سنتی، پدر سالاریه اما نه از نوع دیکتاتوری و خشن و…
از چنار قدیمی نزدیک خانه گذشته ام که عطر خوش پلو به مشامم می خورد. نفس عمیقی می کشم و لبخند می زنم. سه چنار دیگر تا در خانه مانده – تنها خانه ی قدیمی باقی مانده در کوچه- که صدای مردانه ای می گوید: -ببخشید خانوم؟ پلاک ۱۶ می دونین کدومه؟ خشکم می زند. توی آن سرما، حس می کنم داغ می شوم. صدای مردانه دوباره می پرسد: – خانوم؟
شما مال همین محل هستین؟ خدا! تکرار تاریخ که می گویند، همین است؟! شاید باز هم از اول… از نقطه ی آغاز… سریع برمی گردم. مرد سوار بر وانت، سرش را خم کرده تا از شیشه ی نیمه پایین، جوابش را بدهم. در دل، به خیالم پوزخند می زنم که می گوید: -دنبال پلاک ۱۶ می گردم. منزل حاج فخرایی… میشناسین؟ می گویم: همین جاست. بپیچین داخل کوچه، در بازه؛
جلوی در پرچم سیاه هست، مشخصه. با تکان دست، تشکر می کند و به کوچه ی بن بست می پیچد. جلوی در، کیفم را باز می کنم کلید را پیدا کنم که در باز می شود. سر بلند می کنم. ماهان است. با شلوار جین و پیراهن مشکی و لبخندی عمیق. -سلام عرض شد، کیف احوال! من هم لبخند میزنم. -سلام… رسیدن به خیر! کی اومدین؟ مارال و خاله هم هستن دیگه؟ از سر راهم کنار می رود…