دانلود رمان پرسه در خیال تو pdf از لیلا غلطانی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
آرش پس از سال ها دوری از وطن، به ایران برگشته، بطور کاملا تصادفی با معشوقه ی سال های نوجوانی اش که بر اثر نیرنگ اطرافیانش او را از دست داده، روبرو می شود، زنی متاهل، عاشق و در عین حال متعهد به عشق دیرینه اش. عشق، انتقام، چون آتشی زیر خاکستر زبانه می کشد و همه را به کام می گیرد ولی در این میان زمانه بازی عجیبی شروع می کند تا این دو باز روبروی هم قرار بگیرند.
داد زدم: -مامان تو رو خدا، بهشون بگو نیان، امشبو کنسلش کن، بجون خودم… لیوان را روی زمین کوبیدم: -امشب خونواده ی عمو رشید پاشونو بذارن اینجا، خودمو می کشم. مادر هم صدایش را بلند کرد: -تو غلط می کنی با من! چشم هایم اشکی شد. -تو رو خدا جون زهره زنگ بزن! اشک هایم سرازیر شد: -فقط تا فردا. سرم پایین افتاد. -مرگ من! به سمتم برگشت: -احمق نشو زهره!
هیچ معلومه چی داری می گی؟ دستش را به سرش گرفت: -ما با هم حرف زدیم، پس چرا تا دیروز ساکت بودی، امشب میان که قرار عقد و عروسیو بذاریم. اصلا تا فردا چه اتفاقی قراره بیفته مگه، آسمون به زمین می آد یازمین می ره به آسمون؟ با بغض داد زدم: -تو رو خدا درک کن من از رحیم بدم می آد، ازش متنفرم، می فهمی؟ جلوتر آمد و روی زمین نشست: نه نمی فهمم.
-نمی فهمم چون تو خودتو زدی به نفهمی، به خریت! مگه تا امروز نمی دونستی ازش بدت می آد؟ نفس پر سرو صدایی کشید: -زهره جان، عزیز من، دخترم، چرا حالیت نیس آخه؟ بفهم قربونت آدم جایی می ره که ارزششو بدونن، بخوانش. وسط حرفش پریدم: -می فهمم، گور بابای همه، برا من فقط آرش مهمه! دهانش را باز کرد ولی من پیش دستی کردم! -به خدا بخوای زورم کنی از خونه می رم…