دانلود رمان لوکیشن pdf از عادله حسینی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
علی مرد خشنی است که به جرم قتل در زندان است. پناه شفق وکیل جوان و بی تجربه ای که پرونده ی این مرد بد اخلاق و جذاب را به عهده می گیرد و با وجود همکاری نکردن های علی سعی در فاش کردن راز این قتل دارد و در این میان عشقی آتشین…
-دستتوبده من. مرد نگاهی به سمتش می اندازد. با آن شکستگی ابرو و خط روی چانه شبیه کسی نیست که کمک قبول کند. چند لحظه نگاهش می کند. بزاق دهانش را در مقابل پایش تف می کند و بی اهمیت به دردی که در ناحیه ی لگنش در اثر زمین خوردن حس می کند؛ سعی می کند از جا بلند شود. موفق نمی شود و اینبار با ضرب بیشتری زمین می خورد. علی پوزخندی می زند.
دولا می شود و بی اهمیت به نظر مرد دست زیر بازویش می اندازد. مرد اینبار مقاومتی نمی کند و با حمایت او از جا بلند می شود. صاف می ایستد، خالی از هر حسی به علی نگاه می کند. می داند که این جوان ساکت، گوشه گیر و شاید مرموز منتظر تشکر نیست. ذکر و خیر کمک هایش در این محیط بارها به گوشش رسیده و هیچ وقت نفهمیده فاز این جوان چیست. اینجا بودنش را باور کند یا رفتارش را؟
می بیند که نگاه جوان به اطراف می چرخد. قطعا قصد رفتن دارد. این برخورد را با این جمله کوتاه می کند: -دمت گرم. حال دادی! علی تنها سر تکان می دهد و فاصله می گیرد. حال داده بود؟ حالش از این جمله ی کوچه بازاری بهم می خورد. از این جمله و تمام جمله هایی که پنج ساله است می شنود و احتمالا سال ها خواهد شنید. لاله ی گوشش را لمس می کند و به سمت آبخوری ها می رود….