دانلود رمان کلاغ پر pdf از yasi_15 برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
دختری به اسم رکسانا که خارج زندگی میکنه و به زور پدرش به ایران باز میگردد و در ایران پدرش مجبورش میکنه که با پسر یکی از دوستاش نامزدی کنه و…
سام: دختر کجایی پس؟ دوساعته تو فرودگاه منتظرماااا…
رکسانا: ِا ِا ِا ِا ِا…خوب صبر کن تازه هواپیما ایستاده…
سام: باشه من تو سالن انتظارمنتظرتم…
دیگه جواب اس ام اس شو ندادم و از هواپیما پیاده شدم. بعد از تحویل گرفتن چمدونم رفتم بیرون (به سوی اتاق انتظار)…
سام: به به …جیگر آقا کیان، بالاخره تشریف مبارکتونو آوردین…
رکسانا: سلااام…کیان باهات نیومد؟
سام: نه …خونه بود سرما خورده شدیددددددد میخواست بیاد ولی من نذاشتمش…
رکسانا: اهاااا اخی فداش بشم…
سام: ایشاالله…خب بالاخره اومدیاااا…
رکسانا: اره …از دسته بابا مخم و خورده دیگه من نمیدونم چیکارم داره که هی میگه بیا بیا…
سام: حتما کارش واجب بوده دیگه…
در ماشین و واسم باز کرد نشستم و خودشم کنار دسم نشست و حرکت….
رکسانا: به به …سامی کی ماشینتو عوض کردی؟
سام: یه 6ماهی میشه…
رکسانا: چرا؟
سام: یه هفته ماشینمو دادم دسته دوستم بعد تصادف میکنه ماشینه درب و داغون میشه. خواست خودش واسم یه ماشین بگیره اما من قبول نکردم دیگه بابا گفت برو یه ماشین بگیر واس خودت منم مزدا 3 گرفتم (به رنگه آبی تیره)
رکسانا: ایول …خوشم اومد از ماشینت خیلی راحته…
سام: تو نمیخوایی یه ماشین بگیری اینجا همیشه که خارج نیستی لازمت میشه اینجاهااااا
رکسانا: حالا ببینم چی میشه شاید به بابا گفتم گرفت واسم…
در خونه رو با دستگاه اتوماتیک باز کرد و وارد حیاط شد (خونه ویلایی بود حیاط خیلی بزرگی داشت سمت راستش باغ بود و سمت چپ حیاط بود اما بزرگ ) ماشینو کنار ماشین کیان پارک کرد (ما پشت خونمونم یه پارکینگ داشتیم که اکثرا ماشینا رو اونجا پارک میکنیم اما کیان تو حیاط خونه پارک میکنه).