دانلود رمان رسوای زمانه pdf از مائده باوند پور برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستان در مورد دختری ۲۲ ساله ای به نام نگار هست که در کنار خاله و پدربزرگش زندگی می کند. روابط سرد موجود در خانواده از او دختر آرام و مغمومی ساخته است. زندگی روتینش با پیداشدن یک مزاحم ناشناس که ادعا می کند از گذشته او با خبر است متحول می شود. حقایقی برملا میشود که او را کنجکاو میکند برای دانستن راز های پشت پرده…
چشم های متورمم را بستم…دست راستم را روی قلبم مشت کردم . فشار دادم. نفسم به سختی بالا می آمد. لحظه ای مکث کردم و به قصد پیدا کردن کلید، زیپ کوله ام را باز کردم و بی حواس دنیال کلید گشتم. بعد از بهم ریختن تمام وسایلم، بالاخره پیداش کردم. کلید را به سمت قفل بردم..لرزش دست هایم آنقدر زیاد بود که اصلا نمی توانستم در قفل بچرخانمش و در رو باز کنم.
عصبی شده بودم…دوباره دستم را پیش بردم تا کلید را در قفل بیاندازم که از دستم پرت شد و روی زمین افتاد. قبل از اینکه خم شوم و از روی زمین برش دارم، زودتر پیش قدم شد و کلید رو برداشت. نفسم را از حرص بیرون فوت کردم. …به قدری حالم بد بود که حتی قادر به بازکردن در خانه هم نبودم.
نگاهش کردم…در را برایم باز کرده بود…کلید را از دستش بیرون کشدم و بدون اینکه حرفی بزنم، وارد حیاط شدم و در را پشت سرم بستم….با قدم های سنگین و آرام حیاط را طی می کردم که صدای پر از نگرانی خالم به گوشم رسید…
– نگااار اومدی؟!