دانلود رمان زنی دیگر pdf از Martany برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستان این رمان در سه فصل دنبال می شود. فصل اول با عنوان «وجود»، فصل دوم با عنوان «تردید» و فصل سوم با عنوان «عدم». در فصل اول، داستان درباره فرخنده، یک دختر سیزده ساله هست که در اواخر دوره قاجار با مردی ازدواج می کنه و بعد از مدتی در زندگی مشترکش به مشکلاتی بر می خوره…
گوشه اتاق کز کرد و عصبی منتظر بود تا مادرش صدایش کند. آنقدری عقلش می رسید که بفهمد برای چه چند زن آمده اند و در مهمانخانه نشسته اند و مادرش مجبورش کرده رخت و لباس نو تنش کند. در سن سیزده سالگی از هم سن و سال هایش هم زیباتر به نظر می رسید و هم وضع مالی خوبی که داشتند باعث می شد تا کما بیش از خواستگارانی که دارد خبر داشته باشد اما خودش از ازدواج کردن چه می دانست؟
به موهایش دستی کشید و سنجاق زیر چارقدش رو محکم کرد. اولین خواستگاری بود که پدرش هم راضی به آمدنشان بود. از اعقاب چندمین پسرعموی شاه شهید، که با آمدن مجلس می خواستند پسرشان را که در فرانسه وکالت خوانده بود نماینده کنند. صدای مادرش بلند شد: فرخنده، یه چای بیار دخترم.
با صدای خفه ای گفت: چشم خانوم جان.
از بچگی عادت داشتند به مادرشان خانوم جان بگویند. دختر آخر بود و بعد از شش برادر که حالا همه ازدواج کرده بودند، به دنیا آمد ولی نمی شد گفت که ته تغاری خانه هست و عزیز بابا. به حال پدرش فرقی نداشت که این دختر کوچک کیست و چه می کند؟ تجارت خراب این چند سال اخیر فکر و ذکر پدرش و همه برادراش شده بود. در این روزگار وانفسا دنبال کمی اعتبار می گشتند که حالا این دختر کوچیک می توانست با ازدواجش برایشان فراهم کند.