دانلود رمان مانیا و مرد مغرور pdf از محمد جواد اسدی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
مانیا دختر آروم ولی لجباز و شر و شیطون (و با جنس مخالف لج) این دختر که خیلی دوست داره خرج زندگیشونو دربیاره و زود تر از دست آقای فخرآور فردی نذول خور و سمجی که باعث اتفاقی ناگوار در خانواده ی مانیا اینا میشه و……مانیا با خاله و پسر خاله ی غیرتیش در جنوب شهر زندگی میکنند و وضع مالی بدی دارند که با پذیرفتن مانیا به شغلی که باعث کشف رازش میشه و وضع زندگی مانیا رو صد و هشتاد درجه تغییر میدهد و اون شغل چیزی جز منشی شدن مانیا نیست، حالا منشی کی ؟….. قصه از جایی شروع میشه که مانیا توی خونه نشسته که دوستش سراسیمه به خونشون میاد و…… و داستان ما شروع میشه که بعد از چند وقت راز های پنهان آشکار میشه و زندگیه پرماجرای مانیا که خوندنش خالی از لطف نیست آغاز خواهد شد.
دوباره نگاهی به روزنامه ی خط خطی شده انداختم، هیچ …… یعنی هیچ کاری برای یه دختر بیست و دوساله نیست، دیگه واقعا داشت اشکم درمیومد وضع الان و بدبختی الان فقط بخاطر منه همش تقصیر منه همش. به فکر فرو رفتم یعنی همه ی این مصیبت ها تقصیر شخص شخیص منه الاغه؟ زمانی که به خاله فریده اصرار کردم بزاره برم دانشگاه و گفت باشه، فکرشو نمیکرد انقدر خرج تحصیل من زیاد بشه، برا همین مجبور شدش از اون مرتیکه ی خرس که مثل بشکه میمونه نذول کنه تا جلوی من بدقول نشه.
خب منم بیشعور که نیستم این وضع رو ببینم بازم بخوام به ادامه تحصیل ادامه بدم، منم ترم دوم رشته ی معماری درس رو بوسیدم کنار گذاشتم. ولی همون دوترمه که اون فخرآور بشکه افتاده تو زندگیمون و داره مثل زالو خونموم رو میخوره. صدای کوبیده شدن در منو از فکر بیرون کشید، پوف حالا کی حال داره بره درو باز کنه.
_با این وضعت دنبال کار هم میگردی؟
دستمو به چرخ خیاطی کهنه ی خاله که با این خرجمون رو درمیاره گرفتم و با کمک اون بلند شدم. در بدون وقفه داشت کوبیده میشد ، ایش سر اوردن انگار اه اه درو از جاش کندی وحشی. روسریم گوشه ی اتاق بود، به طرفش رفتم و خم شدم و انداختمش رو سرم، والا همینم مونده با این چشمای هیز پسرای محل مخصوصا اکبر هیزه هیزه لقبشه ببینید دیگه چقدر هیزه که پسرای هیز محل به اون تازه میگن هیز. با سر باز برم تو حیاط ، اوه اوه ارسلان میکشتم.