دانلود رمان در امتداد باران pdf از sara برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
وکیل جوان و موفقی با پیشنهاد عجیبی برای حل مشکل دختری از طریق خواندن دفتر خاطراتش مواجه میشود و در همان ابتدای داستان متوجه می شود که این دختررا می شناسد و در دوران دانشجویی با او همکلاس بوده است … این رمان برداشتی آزاد است از یک اتفاق واقعی! …
برای بار هزارم در این چند دقیقه نگاهی به ساعت نقره ایی رولکسش انداخت و با کلافگی به ترافیک تقاطع ولیعصر و فتحی شقاقی نگاه کرد. نیم ساعت به وقت قرارش مانده بود اما صدرا مهمترین اصل را در زندگی خوش قولی می دانست. بالاخره چراغ سبز شد، ماشینش را به سمت خیابان تخت طاوس هدایت کرد و زیر لب گفت لعنت بهت طاها که نگذاشتی از اتوبان همت برم. اما چاره ایی نبود هیچ راه فراری به سمت اتوبان وجود نداشت.
بالاخره بعد از کلی غرولند کردن وارد خیابان گاندی شد و ماشینش جلوی درب پارکینگ برج خوش ساختی متوقف کرد. هنوز ده دقیقه وقت داشت نگهبان ساختمان با دیدن ب ام وی کاربنی رنگ طاها به سرعت از اتاقکش بیرون اومد و با خوش خدمتی منتظر شد تا طاها با مهارت و به ارامی ماشین را پارک کرد و پیاده شد. مثل همیشه با لبخندی واقعی رو به نگهبان کرد و گفت:
– سلام اقا رضا حالتون چطوره ؟ خسته نباشین…
– سلام از ماست آقای ثابت، سلامت باشین…
– قربانت راستی کارنامه دخترت رو گرفتی قول داده بود به من شاگرد اول بشه
رضا با لبخندی پر از قدردانی از حضور ذهن صدرا گفت:
– گرفت آقای وکیل شاگرد اول شده البته اینا که دیگه نمره ندارن اما همه کارنامه اش خیلی خوبه…