دانلود رمان نبض احساس pdf از دختر شرقی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستان درمورد دختری به اسم نازنین وپسری به اسم امیر است که براثر مبتلاشدن به سرطان مجبور به رفتن به ترکیه می شوند و در بیمارستان باهم آشنا و عاشق هم میشون. حالا باید ببینیم که ازاین بیماری رهایی پیدا میکنن؟!زندگی قراره چه بازی هایی باهاشون بکنه و چه سنگ هایی درمسیرعشقشون قرار بده؟!
“امیر”
_سلام…ازقدیم گفتن جواب سلام واجبه هاااا..
_باشه جواب نده.
_من امیرم، 2ساله که اینجام22سالمه و معماری خوندم.
_تونمیخوای چیزی بگی؟!
_بابا من هرسری میام پیشت مثه طوطی حرف میزنم اما تو هیچ عکس العملی از خودت نشون نمیدی نکنه ازمن خوشت نمیاد؟
اینوکه گفتم نگاهی بهم کرد. لبخندی زدم وگفتم: ای ناقلا…میدونستم توهم ازمن خوشت میاد. اخه نکه همه دخترا عاشقمن…
هیچ حرفی نمیزد. سکوت کرده بودوفقط به یه جاخیره شده بود. یه سالی هس که اینجاست ازپرستارا اسمش روپرسیدم اسمش نازنینه. دخترخیلی قشنگیه. یه دختر باپ وست سفید و موهایی قهوه ای روشن و چشمایی سبز. یه جاذبه ای داره که باعث میشه هرلحظه دلم بخواد بیام سمتش ولی هردفعه اون سکوت میکنه. به احتمال زیاد این حرف نزدن و گوشه گیریش به خاطر بیماریشه.
ما هردومون سرطان خون داریم. من2سال ونازنین1سال. مادرش فوت کرده وپدرش هرروزمیاد به دیدن دخترش اما ناامید و غمگین تر از روز قبل برمیگرده. یه داداش بزرگ ترازخودش داره به اسم نیما. باهاش چندباری حرف زدم. تقریبا همسن منه وازدواج کرده .نازنین هم22سالشه و داروسازی خونده وپدرش یه داروخونه براش بازکرده ولی قسمت نشده ازش استفاده کنه.