دانلود رمان دختر رویاهای من pdf از Moeiiin برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
مهراد، جوون هجده ساله ایه که دو ساله پدر و مادرشو از دست داده و هیچ فامیلی هم نداره .. و چون چهره ی جذابی هم نداره، کسی باهاش دوست نمیشه و اینا باعث شده که شخصیتی گوشه گیر داشته باشه و از اجتماع دور باشه …چند شب به طور اتفاقی خوابِ یه دخترِ خیلی زیبا رو می بینه که با همدیگه هستن و خیلی هم عاشقن! تصمیم می گیره که مشخصات این دختر رو بنویسه و فکر کنه که کجا اون رو دیده و بفهمه چرا به خوابش میاد! این کار رو می کنه و فردای اون روز در کمال تعجب می بینه که اون دختر زنده شده و توی خونه اش باهاش زندگی می کنه!!! مهراد که تا حالا هیچ تجربه ای توی اینجور ارتباط نداشته حالا یه جا به کل رویاهاش، به دختر رویاهاش رسیده .. ولی کلی مشکل توی این ارتباط عاشقونه ی تخیلی عجیب پیش پاشه!!!
به طرفش دویدم و با چشام ازش خواهش کردم که بهم پسش بده، اما با خنده پرتش کرد طرف سامیار…
– عشق شاید به شیرینی شیرینی بد مزه ای باشد که خواهر شش ساله ات پخته اما با لبخند می خوری و لذت می بری..
– سامیار تو رو خدا اذیت نکن…
دفتر رو گرفت سمتم و گفت: اینو می خوای؟ پوزخندی زد و ادامه داد: بیا بگیرش بچه نه!!
رفتم سمتش و دستمو دراز کردم، عمین که خواستم ازش بگیرم دستشو کشید و گفت: اووو…اووو! و دفتر رو پرت کرد سمت برادرش مانیار. از جفتشون متنفر بودم…عقده ای ترین آدمایی بودند که تو زندگیم می شناختم! فقط به خاطر اینکه باباشون پولدار بود فک می کردند حق دارند هر غلطی دلشون می خواد بکنند. بغضم گرفته بود و با خشم نگاشون می کردم!!
با یه قهقهه شروع کرد به خوندن: عشق شاید.. خندهی شدیدش اجازه نداد به خوندن ادامه بده…دوباره دفترو داد به کسی که جمله اول رو خونده بود…خواهرشو بهار….تو چشاش زل زدم و حس کردم اگه یه کم دیگه ادامه بدن اشکم می ریزه!