دانلود رمان شبحی در تاریکی pdf از شکیبا پشتیبان برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
تارا دختری بسیار شاد در عین حال مظلوم، معصوم و شکننده. دختری که از جنس یک عشق پاک و نابه و نظیرش کمه. طولی پیدا نمی کنه که پیش به سوی تاریکی ای می ره که شبح و پریان وجودش و تو خواب و بیداری پر می کنن و تمام خوشی هاش به افسردگی تبدیل می شه. دختری که عاشق قاتل پدر و مادرش میشود …
خیلی سخت است بی پدر باشی که بهت بگوید:
– تارا دخترم بیا بغل بابا.
دلم واسه مامان بابام تنگ شده تصادف خوبی نبود. بغض راه گلوم رو بسته. خستهام از خودم الان دیگه مامان لعیا پیشم نیست بگه:
– وقت شوهر کردنته
بابا سینا پیشم نیست بگه:
– دخترم خانوم شده.
تو همین فکرا بودم که صدای استاد را شنیدم داشت میگفت:
– کلاس تموم شده
از فکر بیرون اومدم که یکی محکم زد رو شونهام برگشتم ببینم کیه که دیدم سوداست.
– سودا مرض داری مگه؟
– الان که فکر میکنم آره!!
– دیوونه
– خب دیدم بدجور تو فکری گفتم از اون فضا خارجت کنم.
واقعا سودا دختر خوبیه همیشه کاری میکنه که غمهام یادم بره که دوباره گفت:
– تارا پاشو بریم سلف یه چیزی بخوریم که ناهار نخوردم.
– کی؟ تو؟ تا جایی که من یادمه داشتی دو لپی غذا میخوردی بعدشم الانم ساعت دو هست چه وقت غذاست! منم باید برم اردلان الان دیگه میرسه برم واسش غذا درست کنم.
– میخوای منم بیام بهت کمک کنم.
– لازم نکرده میای داداشم رو هوایی میکنی تنها میشم.
– از خداتم باشه.
– عمرا!