دانلود رمان ازدواج ممنوع pdf از زهره دهنوی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
خب خب خب…داستان درمورد دختر باحالیه که سه تا دوست داره هم جنس و رنگ خودش. ازدواج ممنوعه ما همین طور که از اسمش معلومه از ازدواج فرار میکنن و دم در تله نمی دهند….خب……..دوست دارید بدونید بالاخره بخت این ازدواج ممنوعی ها باز میشه یانه؟؟؟ اصلا ازدواج میکنن یا هم چنان ترشیدن رو بر ازدواج ترجیح میدن؟؟؟
پشت در منتظر بودم و آماده علامت دوستانم بودم تا با لنگه کفش فرود بیام بر کله ی مبارکش! با اومدن صدای در دیدم بچه ها دارن ابرو بالا میندازن … سری تکون دادم و انگشتم رو به نشونه ی هیس گذاشتم روی بینیم!
همین که صدای تق در اومد به جلوی در پریدم … من در هوا در حالت یک لنگ در هوا یک لنگ در زمین و دست ها بالا! با دیدن صاحب خونه چشمام مثل چی گرد شد و با دیدن اخم های درهمش سنگ کوب کردم … ترسیدم خوب!
صاحب خونه ام با دیدن لنگه کفش چنان این اخمش پر رنگ شد که … لنگه کفش رو در یک حرکت به عقب پرتاب کردم که صدای جیغ یکی از دوستام اومد! کوکب با اخم های درهمش دستاش رو زد به کمرش اومد به سوی من …