دانلود رمان متخصصین شیطون و مهندسین مغرور pdf از Atena_r & narges_k برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستان در باره دوست های صمیمی به نام های شایلین و نفسه که برای رزیدنتی به یه بیمارستان میرن و داستان از جایی شروع می شه که مدیر بیمارستان به یه سفر میره و …
نفس یه مانتو لیمویی با یه شلوار لی آبی آسمونی و شال آبی کاربنی با کیف و کفش لیمویی پوشیده بود. موهاشم عین من بالا بسته بود. آرایششم مثل من کرده بود یه خط چشم نازک؛ با یکم ریمل؛ یکمم رژ گونه آجری زده بود به گونه های برجستش و یکم رژ صورتی مات.
نفس: بیا صبحانتو کوفت کن…
من: گفتم که میل ندارم…
نفس: باشه پس من میرم تو ماشین تا تو مانتو تو تنت کنی فقط زود بیا که روز اولی دیر نشه….
بعد از اینکه به شایلین گفتم میرم تو ماشین، رفتم از روی جاکلیدی کلید عشقم و یا همون ماشین خوشگلم و برداشتم و برای رفتم به سمت پارکینگ سوار مازراتی مشکی نانازم شدم و منتظر موندم تا شی شی(شایلین) بیاد. خب تا اون بیاد بریم ادامه ی مشخصاتم: من دانشجوی رشته ی پزشکی(متخصص زنان زایمان) مثل شایلین رزیدنتی می خونم.
در ماشین باز شد و من و از فکر خارج کرد. شایلین مثل همیشه خوشتیپ اومد تو ماشین. با خط چشمی که کشیده بود چشماش 100 برابر جذاب تر شده بود، من عاشق چشماش بودم طوسی مایل به آبی…
شایلین: اوووووی خوشگل ندیدی؟؟؟
من: میمون خوشگل ندیدم…
بعد از این حرف زدم زیر خنده و دوتا چال خوشگل افتاد رو گونه هام…
شایلین تا اومد با کیفش بزنتم دستام و به حالت تسلیم بردم بالا که اونم زو زیر خنده و دو تا چال خوشگلم رو گونه های اون افتاد…