رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
دانلود pdf رمان شجاعت ممنوع dianaft4

دانلود رمان شجاعت ممنوع pdf از dianaft4 برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی

داستان رمان درباره 4 تا پسر دبیرستانی است به نام های علی، حامد، مهرداد و فرهاد. در یک روز گرم تابستانی تصمیم می گیرند که فردا برای تفریح بروند به ویلایی که مادر و پدر حامد دارند که در این ویلا اتفاقاتی برایشان می افتد….

خلاصه رمان شجاعت ممنوع

– خب برو بچ فردا چند شنبه است؟!؟
مهرداد با خنده گفت: هفت شنبه! برو پس فردا بیا! خخخ
علی با حرص گفت: بچه ها اصلا می دونید این مهرداد اول یه گوله نمک بوده و بعد کم کم دست و پا درآورده!
یهو حامد گفت: خب فردا کجا بریم؟ حافظیه خوبه؟ در و دافاشم عالین!
گفتم: تپل میشه خفه شی و سیب زمینیتو بخوری؟ مگه می خوای با دوست دخترت بری لاو بترکونی که میگی حافظیه!
یهو حامد صداشو نازک کرد و گفت: فرهاد جوون، تو که می دونی تو عشق اول و آخر منی!

بعد هم ادای بوس کردن من رو درآورد! چهارتایی پکیدیم از خنده! از بس سر و صدا می کردیم همه هی نگاهمون می کردن. البته مهرداد که کلا خدادادی همه دارن نگاش می کنن پدر سوخته رو!
علی هم گفت: خب نظرتون چیه بریم شهر بازی؟ می چسبه.
منم گفتم: اه نه بابا! مردیم از بس رفتیم شهر بازی! بریم باغ وحش؟!؟
یهو حامد با نیشخند گفت: می خوای بری دوست دخترتو ببینی بزغاله؟
منم گفتم: نه می خوام واسه تو زن پیدا کنم! اون میموناش چطورن؟! یکیشون هست خیلی زشته. اصن جفت خودته! تازه مثل خودت صورتش جوشم داره!

حامد اومد جوابم رو بده که مهرداد گفت: اه ببندین اون فکا رو! من میگ بریم یه جایی بیرون شهر و جوج (جوجه کباب) بزنیم جیگرمون حال بیاد!
علی هم تایید کرد.
حامد گفت: اره…بریم ویلای ما.
علی گفت: چه جود ویلاییه؟
حامدم گفت: کامل نیستا! خودتون باید مشروب جاتتونو بیارین!

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    شجاعت ممنوع
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    dianaft4
  • ملیت
    ایرانی
  • ویراستار
    سایت رمانسرا
  • صفحات
    62
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 719 بازدید
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.