دانلود رمان ح مثل حقیقت ع مثل عشق pdf از ملیحه حاجی کتابی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
یک خانواده نازپرورده پولدار ناگهانی ورشکست میشوند. دارایی ازدست داده و آواره و پراکنده میشوند و تا نهایت فقر و فلاکت سقوط میکنند. پدرشان به عنوان مفسد اقتصادی زندانی می شود. بچه ها از صفر شروع می کنند و پدر شان هم بعداز آزادی به آنها ملحق میشود با گذشت زمان زندگی شان روبه راه میشود و با ایمان و اخلاق می شوند. پدر خاطراتش را چاپ میکند و از او تقدیر می شود….
سپیده کم کم پیش می آمد و هیبتش تیره کی شب را فراری می داد. آسمان آبی، صاف وبدون لک بود. گرمای تابستان رمقش را ازدست داده و از لشکر رنگارنگ پاییز شکست خورده بود. خورشید، خواب آلود و خمیازه کشان می آمد و نور طلایی اش را در همه جا پخش می کردودرختان و حیوانات را به تکاپو وا میداشت. آن دسته از مردمی که اهل ورزش صبحگاهی بودند؛ کوهنوردی و ورزش در پارک ها را بر خواب صبحگاهی ترجیح می دادند تا از این طریق، ریه های خود را از هوای پاک و خنک پر نمایند.
و از دیدن طلوع خورشید بی بهره نمانند. تا درنهایت با شادابی راهی کارو زندگی شوند. خیابان ها شلوغ و پر ترافیک بود.صدای هیاهوی بچه ها از کوچه ها، خیابان ها و مدارس به گوش می رسید. بسیاری از مردم، هنوز از خانه ها بیرون نیامده بودند. در طبقه آخر یک آپارتمان مردی خسته به خوابی عمیق فرو رفته بود.
آفتاب آرام از میان پرده سفید رنگ اتاق میگذشت و به داخل اتاق خواب می تابید. صدای استارت ماشینی که با صاحبش لج کرده بود و بنا نداشت روشن شود خوش ولش دوهمسایه باهم و هیاهوی بچه هایی که راهی مدرسه بودند و تهران شلوغی اش را مدیون آنهاست؛ گوش آرش را قلقلک می داد وخواب را از چشم او می ربایید.