دانلود رمان سرنوشت رویایی من pdf از rajabi_f77 برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
بعضی وقتا ما آدما،حس می کنیم نمیشه سرنوشتمون همون طور که آرزوش داریم رقم بزنیم! ولی اینطور نیست… سرنوشت آدما به دست خودشون رقم می خوره. همینطور دختر داستان ما سرنوشت خودش طبق رویایی که داشت رقم زد. در این داستان دختری به نام آناهید که حسابی شر و شیطون اما مغرور لجباز بعد از سال ها، تو دانشگاه به یک پسر برمیخوره. اولش اون پسر براش آشناس ولی خب…نمیتونه بفهمه این آشنا غریبه کی هستش! بعد از اتفاقاتی که در داستان می افته، میفهمه که اون پسر دوست دوران بچگیش و اینطور سرنوشت رویایی من آغاز میشود …
اسم من آناهید. آناهید مشرقی. چهارمین و آخرین فرزنده خانواده. این خانومیم که دیدین با داد داشت من فلک زده رو بیدار میکرد مامان گلی منه. اسمش مریم. مامانی صداش میکنم. این مامان گلی من یه شوهرداره ماه، جلتمن، خوش تیب و…دیگه چی بگم که نگم بهتره میترسم چشمش بزنین. اسم این اقا که بابای منم هست اسماعیل. عاشقشم. البته عاشق مامانمم هستمااا. ولی بابام یه چیز دیگس.
این زن و شوهر مهربون ثمره عشقشون چهارتا بچه قد و نیم قد. سه تا دختر یدونه پسر. اسم اولین دخترشون که اولین بچشونه آرام. ازدواج کرده دو تا دختر داره به اسم محدثه و مهدیه. خواهر دومیم که اسمش ناهید ازدواج کرده یه دونه قند عسل خاله(پسر)داره که هنوز یک ماهش نشده و اسم امیر محمد.برادرم اسمش احسان ازدواج کرده دو تا فسقلی داره که ایناهم پسرن، مهدیار و مهراد.
خلاصه من موندم و مامان خوشکلم و بابا خوش تیپم. بعد از 10 سال به خانوادم هدیه داده شدم. دختری شیطون و بازیگوش. صدالبته مغرور و لجباز. ولی دلی به وسعت هفت آسمون دارم. باهوش ولی بسیار تنبل. طوری که داد خانوادمو در آوردم. همینه که هست میخوان بخوان نمیخوانن اجبار باید بخوان…