دانلود رمان سرنوشتی مبهم (جلد دوم مانیا و مرد مغرور) pdf از محمد جواد اسدی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
بردیا برگشته، و تنها هدفش نابودیه …. ارسام هم دنبال راهیست برای انتقام …..انتقام خون بهترین دوستش … و سرانجام از طریق کسی که مثل خواهر مانیا بوده ضربه ی شدیدی میزنه بهش و از اینجاست که … که داستان اصلی مانیا که سرنوشتشو عوض میکنه شروع میشه .. باید دید اینبار هم تقدیر چه تصمیمی برای مانیا داره … و اما آیا عشق مانیا چی میشه؟؟ و حالا یه زندگی جدید و غیر قابل پیش بینی برای مانیا شروع میشه و عامل این اتفاق کسی نیست جز ….. ورود مانیا به خانه ای جدید به عنوان ….
چند بار سرم رو تکون دادم، این غیرممکن بود…بردیا الان باید…بردیا بدون هیچ صدایی با قدم هایی بلند به طرفم اومد. ذهنم قفل کرده بود و هیچ کاری نمی تونستم انجام بدم. با آخرین قدمش احساس کردم قلبم افتاد پایین. حالا کجاش رو نمی دونم. فقط احساس کردم قلبم افتاد و انگار یه سطل آب یخ روی سرم خالی کردند. اولش فکر می کردم توهمه؛ ولی وقتی متوجه چشمای سرخ شده اش شدم و از نزدیک دقت کردم، دیدم توهم نیست. واقعا بردیاست.
با صدای آرام بخشش که برای من مثل خوردن موج های دریا به صخره های سنگی، آرام بخش و لذت بخش بود گفت:
بردیا- تو..تو حامله ای مانیا؟
از سوالش به حالت اولیه برگشتم و تازه مغزم شروع به پردازش کرد ولی دستام می لرزید و مطمئن بودم، رنگمم خیلی پریده، چون سرگیجه شدیدی داشتم.
بردیا- نمی شنوی چی میگم؟ کر شدی؟ دارم بهت میگم تو حامله ای؟
سرم رو آهسته تکون دادم.
در صدم ثانیه صورتش قرمز شد و دستاش رو محکم مشت کرد و به میز کوبوند. همینجوری داد می کشید و با مشت به در و دیوار می کوبید و ظرفا رو می شکست. لرزش دستام تشدید شده بود و بدنم حسابی گر گرفته بود، از ترس پلکام رو فشار می دادم و ناخونام رو کف دستم فرو می کردم. نمی دونستم چرا داره این کارا رو می کنه! اصلا نمی دونستم الان واقعا بیدارم یا بازم دارم خواب می بینم!