دانلود رمان اشتباه pdf از Maheasal_77 برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
گاهی ماها توی زندگیمون مرتکب اشتباهاتی میشیم که در نگاه اول ساده به نظر میرسن و گاهی حتی بهشون توجهی نمی کنیم ولی بعدها که با مشکلات بزرگتری برخورد میکنیم. به خودمون که میایم می بینیم که این مشکل ناشی از همون اشتباه به ظاهرساده بوده. کلاله دختری از جنس نسل امروزه، کمی مغرور و در عین حال مهربون و شیطون که همیشه هم دنبال دردسر میگرده بدون اینکه به عواقبش فکر کنه. و سوشا پسری مثل بیشتر پسرای امروز مغرور و با اعتماد به نفس بالا و البته جذاب. سرنوشت اونا رو سر راه هم قرار میده و هر دوشون چیزی رو که سرنوشت براشون رقم میزنه به ناچار می پذیرن اما اشتباهات گذشته اونا باعث میشه این آرامشی که کنار هم به سختی به دست اوردن با یه اشتباه خیلی ساده که ما تو زندگیمون زیاد تکرارش میکنیم از دست بره …. با یه اشتباه ساده…!
گوشی آیفون صورتی رنگشو از توی کیفش خارج کرد و تماس رو برقرار کرد. کسی که پشت خط بود بعد از سه بار بوق خوردن جواب داد:
– الو؟
– الو طاها…پس کجا موندی؟
– واقعا معذرت می خوام کلاله. خواستم راه بیفتم که حال مامان بد شد. مجبور شدم ببرمش بیمارستان…
نگران دستی به مقنعش کشید و گفت:
-چیزی شده؟
صدای خونسرد طاها از پشت تلفن خیالشو راحت کرد:
– نه. همون سرگیجه های همیشگی ولی اینبار کمی شدیدتر…
– اه خیالم راحت شد. حداقل بهم خبر می دادی این همه منتظرت نمونم….
– بازم ازت معذرت می خوام. ولی خیلی هول شدم…یادم رفت ببخشید..
– اشکالی نداره…راستی! فردا که میای دانشگاه؟
– آره آره…
– پس فردا می بینمت، منتظرم نذاری…
– باشه عزیز دلم، امر دیگه؟
– هیچی. برو به سلامت…
– خداحافظ عشقم.
کلافه گوشیش رو توی کولش پرت کرد و عصبی از دانشگاه بیرون زد. زیر لب زمزمه می کرد:
– اه لعنتی! هر روز یه بهونه داره. دیگه نمی تونم تحملش کنم. باید رابطه رو تموم کنم، آخه اینم شد دوست پسر! مردم دوست دارن ما هم داریم، ایشششش!
دستشو برای اولین تاکسی که از اونجا می گذشت بلند کرد و سوار شد و تا رسیدن به خونه چشماشو روی هم گذاشت.