دانلود رمان الیزا (جلد دوم چشم هایش) pdf از پریسا ابراهیمی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
تارا، دختری که تو هیاهوی زندگی گم میشه و دراین گیر و دار شوهر خواهرش، سامیار، که همان عشق سابق اوست او را می رباید و قلمی نو بر سرنوشت تارا و اطرافیانش میزند… قلمی از نوع تباهی….
چشمامو باز کردم…گیج بودم. نمی دونستم کجام! تار می دیدم…خواستم دستامو تکون بدم که انگار یه چیزی اینکارو ازم صلب می کرد…چند بار پشت سر هم پلک زدم….یکم دیدم واضح شد…از چیزی که می دیدم وحشت کردم…روی سقف کامل پوشیده شده بود از یکی از عکسای من..نمی دونم چرا، اما وحشت کرده بودم…با ترس خواستم سریع پاشم…اما حواسم نبود دستام بسته است…
دستم بخاطر سریع صدای بدی داد..علاوه بر اون درد وحشتناکی تو کتفم پیچید…ترسیده بودم…اخه من اینجا چیکار می کردم! جیغ زدم…مامان…بابا…ادرین…با گریه نگامو از سقف گرفتم … به دیوار نگاه کردم…روی دیوار سمت چپیم، عکس من و ادرین بود…همون که اولین بار با هم تو کوهسار انداختیم! آب دهنمو قورت دادم!
به دیوار جلوم نگاه کردم….عکس من و ادرین تو توچال..دیوار سمت راستیم هم عکس نیم رخ جذاب ادرین بود..اینجا چ خبره!!! حتی رنگ دیوار و سقف هم مشخص نیست…از ترس ناخودآگاه شروع کردم به جیغ زدن….گریه می کردم و جیغ می زدم…در اتاق باز شد…پشت بندشم ادرین داخل شد…انگار دنیا رو بهم داده باشن!