دانلود رمان قلب یخ زده pdf از waterygirl برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
این داستان منه، داستان منی که به آخر خط رسیدم. قلبم یخ زده سردشه… غرورم له شده… غرورمو له کردن … رسیدم به جایی که برام سیاهی شده سفید، برام غم شده دوست، گریه شده عادت چشام… از اشک میلرزه ولی میترسم گریه کنم… دوباره بهم بگن افسرده…. این داستان یه عاشقه عاشقی که داره تاوان عاشق شدنو میده …
چشامو باز کردم. دلم می خواست بگم چشامو با نور آفتاب که تو چشام میزد، باز کردم ولی چون پرده های اتاقمو ضخیم سفارش دادم اینه که اتاق تاریکه تاریکه….از تختم بلند شدم و رفتم سمت حموم. یه دوش آب گرم اول صبحی باعث میشه کمتر فک کنم. وارد حموم که شدم وان حمومو دیدم. یه لبخند تلخ زدم…
– صبح به خیر..
این وان برای من حکم تخت ابدیمو داره. اخه توش 2 بار رگم رو زدم ولی انگار قسمت نبود از شر زندگیم خلاص شم. بعد از گرفتن یه دوش 20 دقیقه ای، اومدم بیرون و رفتم سراغ کمد. لباسامو نگاه کردم…توشو نگاه کردم و یه لبخند تلخ همراه نگاهم کردم. من توی این 4 سال فقط مشکی پوشیدم. دیگه فکر نمی کنم لباسی به رنگ دیگه تو کمدم پیدا بشه.
بعد از آماده شدن رفتم جلو آینه به خودم نگاه کردم. یه خورده به خودم رسیدم. دلیل نمیشه چون قلبم شکسته ظاهری نامرتب داشته باشم. به خودم تو آینه نگاه کردم. یه پیراهن مشکی با دکمه های سفید…اینو مامان برام خریده بود. مثلا می خواد شروع کنه به تغییر رنگ لباسام. از حیله اش خنده ام گرفت….