دانلود رمان انتقام یا انتقام pdf از Masoomeh_kh82 برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
در دنیای ساده و بی رنگ هیچ بازی انجام نشده و نخواهد شد… اما… دوبرادر ازدیار دیگری وارد این دنیا می شوند و این دنیارابه آتش میکشند… دوبرادر از عالمی دیگر، بازی ای را شروع می کنند، یکی خالی از بدی و دیگری پر از گناه اما در شروع بازی جایگاهشان عوض میشود… چه اتفاقی خواهد افتاد؟ پریا دختری که زندگی پر آرامشی را برای خودش بعد از 3 سال سختی ساخت،قسم خورد که هرچیزی شود هر کسی که باشد… هیچوقت اجازه ندهد که زندگی و آرامشش را نابودکند…. اما… با ورود دوبرادر…حاضراست قسمش را بشکند؟…. و دراین میان این دوبرادر….قصد…شروع بازی ای…رادارند….به نام…انتقام!…
سرعت ماشین اینقدر زیاد بود که خودمم متوجه نشدم که چجوری این همه وقت پام فقط رو گازبوده…. گریه هاش منو عصبانی تر میکرد طوری ترمز گرفتم که توجه اطرافیانم به ماجلب شد. صدای گریه هاش دیگه در نیومد. مثل اینکه بالاخره ترسید… از ماشین که پیاده شدم رفتم طرفش و درو باز کردم:
_بیا پایین
شبنم: نکن اینکارو..تورو خدا بس کن..
_گفتم بیا پایین! ( با داد )
دستشو گرفتم وپرتش کردم بیرون ماشین…
شبنم: چرا اینکارو با من میکنی هان؟!..مگه من چیکارت کردم؟؟…
سکوت کردم در حالی که اخمم و غلیظ تر کرده بودم پشتمو کردم بهش داشتم، طرف ماشینم میرفتم که یهو بازومو گرفت…
شبنم: چرا جوابمو نمیدی؟..گفتم من باهات چیکار کردم که اینجوری باهام رفتار میکنی؟…د حرف بزن دیگه لال شدی؟؟
درحالی که از حرفاش جوش آوورده بودم رو کردم بهش و محکم بدون اینکه بدونم دارم چیکار میکنم، هولش دادم رو به زمین افتاد…
_خفه شو..مگه تو کی هستی که با من اینجوری حرف میزنی هان؟..جوابمو بده لعنتی!.!…
با چشمای پر از اشکش به من نگاه کرد و با صدای بلندی گفت:
شبنم: بس کن تورو خدا بس کن..توکه دوسم داشتی چرا رفتارت باهام عوض شده؟
داد زدم:
_دهنتو ببند لعنتی! همتون مثل همید، همتون یه لنگه این…..
بعد از مکث کوتاهی گفتم
– تو ازهمون اولم میدونسی قبل از تو لاشی ترین دخترم با من ول گردی میکرد؟…میدونستی یا نه دختره نفهم!!..