دانلود رمان عشق نافرجام pdf از ه.عربی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستان درباره دختری به اسم سایه است که پدرش در کودکی او و مادرش رو ترک میکنه. مادر سایه برای ادامه زندگی مجبور میشه در خونه شخصی به عنوان مستخدم کار کنه اما دست سرنوشت مادر سایه رو ازش میگیره و او میمونه با تمام اتفاق هایی که در درازای زندگی برایش پیش می اید… داستانی عاشقانه است یکم هم لجبازی داره…
زیر آلاچیق توی حیاط نشسته بودم و به سر گذشتم فکر می کردم. به آنچه سرم امده بود، به آنچه تقدیر برای رقم زده بود و من تا آن لحظه بی چون و چرا پذیرفته بودم. به زندگی غم انگیز مادرم و نفرین هایی که حواله پدرم می کرد. پدری که جز عکس هاش چیزی ازش ندیده بودم طبق گفته های مادرم پدرم یه روزی که به محله ی زندگی مادرم برای دیدن یکی از دوستاش میره مامان رو میبینه و ازش خوشش میاد و میره خواستگاری.
پدرم هم که یه ماه بوده از خارج اومده بود و پولدار و خیلی هم خوشتیپ، مادر بیچاره ام هم گول ظاهرشو میخوره و پدرشم که معتاد بوده به خاطر پول پدرم قبول میکنه. پدرم به مادرم گفته بوده که ایران میمونه. بعد از ازدواجشون بابا دوبار به مدت یه هفته میره خارج و بر می گرده… بعدم بعد از یک سال و نیم زندگی با مادرم درست وقتی مادرم من رو باردار بوده مامانم رو ترک میکنه و میره خارج و دیگه هم هیچ خبری نداشته.
میره تا به چیز هایی که میگفته اونجا گذاشته برسه. مادرم همیشه اینا رو با گریه تعریف می کرد باز جای شکرش باقی بود که یه باز وکیلش اومد ایران و اسم منم توی شناسنامه اون وارد کرد و رفت بعد از به دنیا اومدن من هم مادرم برای اینکه یه جوری خرج خودشو من رو جور کنه میاد تو همون خونه که توش زندگی می کردم کار میکنه به عنوان خدمتکار. خانواده امینی هم لطف میکنن و یه اتاق پنجاه متری ته باغ رو به ما میدن. البته اون خونه برای خودشون نبود برای یکی از دوستای اقای امینی بود که کانادا زندگی میکرد.