رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
دانلود pdf رمان غرور تلخ الهام.ح

دانلود رمان غرور تلخ pdf از الهام.ح برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی

غرور همیشه هم خوب نیست. غرور باعث شد یک عمر حرف های دلمان را از هم مخفی کنیم تا حتی یک درصد هم، به غرورمان لطمه ای وارد نشود. غرور باعث شد دلباخته ی هم باشیم و بمانیم، اما دیگری از حالمان با خبر نشود. غرور باعث شد عشقمان را، راحت به دست رقیبمان بدهیم و خودمان در حسرت یک عشق بسوزیم. یک غرور تلخ، زندگیمان را جهنم کرد!

خلاصه رمان غرور تلخ

ـ ببینم نهار مهمون داریم؟
ژینوس بالش ها رو مرتب، توی جا رختخوابی چید و با لبخند گفت:
ــ خاله پری قراره بیاد؛ پاشو تنبل!
اخم هام در هم رفت. ژینوس نگاهی به صورت عنقم کرد و گفت:
ــ باز که ناراحت شدی تو.
ــ دلیل ناراحت شدنم رو می دونی؛ نه؟
ــ مشکل تو با خاله پریِ بیچاره چیه؟
_ با خاله پری هیچی. ولی با پسرش خیلــــــــــی!

_ بله نازنازی! می دونم تو با بردیا مشکل داری. از بچگی هم می زدین تو سر و کله ی هم. من خیلی خوب یادمه!
_ دختر عمو ی آدم هم بشه زن داداشش مکافاته ها، خوب از کل زندگیمون با خبریا!
ژینوس خندید و گفت:
ــ به جای بلبل زبونی پاشو یه لباس شیک بپوش، الآنه که بیان ها. من رفتم.
ژینوس دراتاقم رو بست و رفت. دختر خوب و مهربونی بود. همیشه هوای منو داشت.

اصلا حوصله ی مهمونی های وقت و بی وقت مامان رو نداشتم. چشمم رو که باز می کردم، می دیدم مهمون داریم! رو به روی آینه ی قدی اتاقم وایسادم. موهای خرمایی رنگم رو که حسابی به هم پیچیده بود، مرتب شونه زدم. داشتم یقه ی لباس صورتی رنگم رو مرتب می کردم، که درِ اتاقم باز شد.
ــ ســــــلام. صبح بخیر خواهر عزیـــــــزم.
اخم کردم. بدم می اومد کسی بدون در زدن وارد اتاقم بشه، عادتم بود…

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    غرور تلخ
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    الهام.ح
  • ملیت
    ایرانی
  • ویراستار
    سایت رمانسرا
  • صفحات
    512
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 1,498 بازدید
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.