دانلود رمان هم آغوش گناه pdf از مارال.ع.ز برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
تبسم دختریست که فریب عشق۲ساله ى خود را مى خورد و با اون رابطه برقرار مى کند و از او حامله مى شود. اما آیهان زیر بار نمى رود و اورا پس مى زند و در شب خواستگارى پسر عمویش از او وقتى حقیقت برملا مى شود، پدر تبسم صورتش را با اسید مى سوزاند و او…
توى آغوش هم غوطه ور بودیم و همراه شمع روشن توى اتاق، داشتم توى تب آغوشش ذوب مى شدم. دستش همه جاى بدنم رو لمس مى کرد و توسطش احاطه شده بودم. حس شیرینى بود سراسر لذت. عشقم و قلبم رو بهش هدیه کردم. همه چیم رو به پاش ریختم! داشتم از خواستن زیادیش مى سوختم. روى تخت غلت خوردیم. خیره ى چشم هام شد.
صورتش توى نور شمع زیادى جذاب و خواستنى مى شد. بهش لبخندى زد…مى گفت عاشق این لبخند هاى دندون نماى منه. صورتش رو آورد جلو و در گوشم نجوا کرد:
-خوبى؟!
خجالت و رو دربایستى رو کنار گذاشتم.
-همیشه دلم مى خواست که توى همچین محیطى در کنار کسى که سلطان قلبمه، همراه نور شمع انقدر رمانتیکـ پا به دنیاى زنانگى بذارم. آیهان دیوونتم.
-عروسکم!
هرم نفس هاى داغش منو به آتش کشید.
-آیهان؟!
-جانم؟!
-مى ترسم!
-نترس بخواب مثل کوه پشتتم.
با احساس درد زیادى پلک هام رو روی هم فشردم و آروم لای پلک هام رو باز کردم. نور خورشید از لابه لای پرده ی توری کرم رنگ اتاق دست و صورتم رو به نوازش مى گرفت. نفس عمیمی کشیدم که دستی که دور شکمم تنیده شد، لبخند رو لبام نشوند.