دانلود رمان رویای خام pdf از مرضیه یگانه برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
ریحانه دختری مذهبی از یه خانواده ی آرام و معمولی، بنا به دلایلی وارد زندگی فرزاد پولدار و مغروری میشه که گذشته ای تاریک داره که سعی میکنه رازشو رو از ریحانه مخفی کنه…
دلشوره بدی داشتم. بعد از پنج سال این اولین دیدار ما بود. یعنی مرا به یاد میاورد؟! دستم را برای زدن زنگ در بالا آوردم ولی هنوز جرات زدن زنگ را نداشتم که صدای فریاد زنی مرا کنار در میخکوب کرد. میرم پس چی فکر کردی، بچتو خودت بزرگ کن تا حالت جا بیاد دیوونه. در باز شد و مونا جلوی رویم ظاهر شد.
خشکم زد. لحظه ای فکر کردم مرا شناخت ولی او باز فریاد زد: بفرما پرستار بچه هم رسید….صدای فرزاد قلبم را از جا کند: گمشو از خونم بیرون… مونا نیشخندی به من زد و گفت: بدبخت شدی خانم ….من اگه جات بودم میرفتم تیمارستان کار میکردم تا توی این خونه. بعد با قدم های بلند ازم دور شد. صدای بلند فرزاد باز تپش قلبمو زیاد کرد: خانم شما بیایید تو و در و پشت سرتون ببندید…
با اضطراب وارد شدم و در رو هم بستم. ههین که چشمم به فرزاد افتاد، رنگم پرید. چقدر عوض شده بود و چقدر شکسته. دلم به حالش سوخت. چشمام با درد و غمی از پنج سالی که بی او گذشت بهش خیره شد که با عصبانیت گفت: خانم من بیکار نیستم که تا شب اینجا وایستم….بفرمایید برید بالا، پسرم بالاست….من شب میام در مورد حقوقتون با هم صحبت می کنیم.