دانلود رمان آتش سرد pdf از مرضیه یگانه برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
شیدا دختری هست که پدرش مشکل روانی داره و برای کمک پیش دکتر روانپزشک میره ولی …
آقای دکتر با لحنی ملتمسانه گفت: دخترم نمیخوای بیشتر فکر کنی؟ من، یوسف رو میشناسم، باھاش حرف زدم. خیلی دوستت داره، فقط ھر کاری میکنه این غرورش نمیذاره که بھت حرفی بزنه. نگاه سردمو به حلقه ی توی دستم انداختم و جواب دادم: من فکرامو کردم…اتفاقا ایشون ھیچ علاقه به ای من نداره و فقط از سر دلسوزی و عذاب وجدان نمیخواد که منو طلاق بده…شما ھم اصرار نکنید…ازدواج از ما اولش ھم اشتباه بود.
-نمیخوای بازم فکر کنی؟! میدونم که داری اشتباه میکنی، میتونم بھت ثابت کنم که دوستت داره حتی بیشتر از اون چه تو که میتونی حدس بزنی.
با کنجکاوی گفتم: آخه شما چطور میخواید بھم ثابت کنید. اونم یه آدم سرد و بی روح که حتی یکبار یک کلمه “عزیزم”رو نتوستهبه زبون بیاره.
دکتر آصفی لبخندی و زد گفت: با منو یوسف مقایسه نکن. من استادشم خوب بلدم از زیر زبونش حرف بکشم. بعد در حالیکه فلشی از رو کشوی میزش برمیداشت و بھم نشون میداد گفت: تموم حرفاشو ضبط کردم.
لبخندی بی اختیار روی لبم نشست که گفتم: میشه گوش بدم. دکتر ھمراه با نفسی عمیق گفت: اگه اینو بھت بدم، بزرگترین خیانت به رو یوسف کردم که منو امین خودش دونست و حرفاشو بھم زد ولی از اونجایی که میبینم این آخرین راھه و شما تصمیمتون رو گرفتید مجبورم. پس خواھشا پس از گوش دادنش طوری وانمود کنید که ھیچی از این حرفا رو نشنیدید…