دانلود رمان سه خواهر شیطون pdf از پ.م برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
سه تا خواهر شیطون دبیرستانی که سه تاشون هم توی یه کلاس هستن… آخه سه قلو هستن! این سه تا بخاطر اینکه کپی هم هستن هیچکس نمیتونه اونا رو از هم تشخیص بده! حتی بعضی وقتا مامان و باباشون اونا رو اشتباه میگیرن… فقط خودشونن که همدیگه رو تشخیص میدن! اینا هم از این شباهت سواستفاده میکنن و مردم رو اسکل میکنن ولی… پایان خوش
کانالای ماهواره رو بالا و پایین میکردم که مامان اومد و کنارم روی مبل نشست. زدم شبکه ی پی ام سی تا یکم آهنگ گوش بدم. یهو آهنگ ممنوع از تتلو پخش شد.
” آدم بی رگ بی خاصیته ”
یهو مامان دستمو گرفت و گفت:
_ مثل بابات! بابات هم بی رگه، هم بی خاصیت…
خندم گرفت ولی کنترلش کردم! امروز با هم قهر کرده بودن و مامان داشت اینجوری حرف میزد! وگرنه که عاشق هم بودن!
” مثل شوته تو تیرک هه واسه اینکه پشت هم نیستیم…سره بردن همو می پیچیم…ولی دیگه این کارا ممنوع…ممنوعه، دیدن صورتی که سالها مایه ننگ تن بوده
ممنوعه، اون که دو رنگه و پره عقده و کمبوده…گناه و فکره بهش ممنوع…اصن با ادم بد چشم تو چشم ممنوع ”
مامان_ دیگه با عمه ات اینا چشم تو چشم نمیشم! والا. مگه نمی بینی میگه ممنوعه؟!
دیدم الان کل جد و آبادم رو به باد فحش میگیره واسه همین کانال رو عوض کردم.
مامان_ راستی ملودی و ملینا کجان؟!
پوکر فیس نگاش کردم و گفتم:
_ مامان من ملودیم! تو هم نمی تونی تشخیص بدی؟!
دستشو گذاشت زیر چونم و یکم چپ و راستم کرد و گفت:
_ عه؟ تو ملودی بودی؟ من فکر کردم تا الان دارم با ملیسا حرف میزنم!
خندیدم که گفت:
_ خب نگفتی؟؟ کجا رفتن؟؟
_ جایی نرفتن، خوابیدن!