دانلود رمان عشق سیاه pdf از میم.نون برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
الناز دختری که یه زندگی معمولی نداره، پر از سختی، دختری که برای رسیدن به چیزی که میخواد با چنگ و دندون میجنگه، میگذره از خودش، خانوادش، خوشحالیش، پر از دلتنگی میشه، زخم میخوره از نزدیک ترین آدمای زندگیش! آخرش میشه اونی که میخواد؟در زندگی پر از فراز و نشیبش به آرامش میرسه؟
حلقه رو توی انگشتم گذاشت و صدای کل و دست بالا رفت،با چشمای لرزون و دلی نامطمئن بهش نگاهی کردم، میخواستم پیشم بمونه؟ برای همیشه؟ دوسش داشتم اصلا؟ جوابشون رو خوب میدونستم و چه وحشتی داشتم از این آینه ی نامعلوم کنار کسی که عشقی ….. همه اومدن جلو و تبریک گفتن، دستی به لباسم کشیدم و از جام بلند شدم، دستمو توی دستش گرفت، تلاش کردم دستمو بکشم که مقاومت کرد…!
از بالا به بقیه نگاه کردم، همه خوشحال بودن جز خودم، من نامطمئن بودم، نا مطمئن و ناامید، دلم لرزون بود، لرزون از اینک مبادا اون اتفاقی که نباید بیوفته خودمم می دوستم اون اتفاق داره میوفته، ولی نمیخواستم باور کنم، نمی خواستم باور کنم که این مردی که کنارمه قراره همسرم باشه! با صدای دیجی به خودم اومدم:
_عروس خانم و اقا داماد، بفرمایید برای رقص دو نفرتون!
رقص دونفره چیه؟ اصلا رقص دونفره براچیه؟ مگه یه نامزدی رو انقدر شلوغ میکنن؟ سر درد داشتم میمردم. تحمل این همه فشارو نداشتم! حامد دستمو کشید و برد وسط، آهنگ آرومی پخش شد، دستاشو دور کمرم حلقه کرد و به خودش نزدیکم کرد(از اینکه چقدر از این حرکتش چندشم شد، چشم پوشی کردم) منم ناچار دستامو گذاشتم روی سینش و آروم با آهنگ تکون می خوردیم…