دانلود رمان مرد مغرور من pdf از عاطفه برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستان در مورد دختری به اسم رژا است که به همه مرد ها شک داره و از همشون فراری است چون تو زندگیش سختی های زیادی کشیده و رنج های مادرش را از زندگی قبلی اش با پدرش دیده و این باعث شده که رژا با همه مرد های دور و اطرافش سرد برخورد کنه تا این که با یه تصادف مسیر زندگی رژا برای همیشه عوض میشه……پایان خوش
گیسو با اضطراب رو کرد به من که داشتم چایی می خوردم و گفت:
– نمی دونی چقدر باکلاس و خوش تیپه…من که از روبرو شدن باهاش ترسیدم…لامصب چشم های دختر کشی داره…اون شیوا بیشعور که غش کرد.
– برو بابا تو هم داری پیاز داغش رو زیاد می کنی…
– نه به خدا پارسا خیلی خوش تیپه اما محل سگم به هیچ کدام از دخترها نمیده…
– خانم ضیایی هم خیلی تعریفش را می کرد…تحفه که نیست، اینم یکی مثل بقیه…گم شه با اون اخلاق نچسبش…حالا بی خیال این پسره، امروز چ کاره ای؟…
– فعلا که باید طرح خوشمل پیدا کنم واسه نقاشی ام. استاد دباغی منتظر من است….
– دیوانه هنوز تحویلش ندادی؟
– میگم طرح پیدا نکردم…تو میگی تحویل ندادی؟
– ای تو روحت…خب می خوای چیکار کنی؟
– نمی دونم. فعلا پاشو بریم…به کاریش می کنم.
از کافی شاپ بیرون امدیم په یکدفعه یک سوناتا نقره ای کنارمون کشید و بوق زد. گیسو چشم هاش شیش تا شد و دستش را گرفتم و گفتم: بیا بریم مزاحم است…
– دیوانه شدی؟ یه نگاه به ایم ماشین جیگرش کن، می خوام خودم تورش کنم….
– تو نمی ترسی یه بلایی سرت بیاره؟ فکر کردی واسه چی دنبالمون هست؟ ما رو که واسه چشم و ابرومون نمی خواد….