دانلود رمان عشق تدریجی pdf از پریسا طاهری برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
یه دختر شیطون، با یه دخی دیگه تو دانشگاه دعواش میشه و همین دعوای کوچیک، با شرطی که سر اون دختر می بنده، باعث اتفاقات خوب و بدی میشه که اتفاقات زیاد و پر از هیجان و البته عشق های زیادی رو برای خودش و اطرافیانش رقم میزنه و پای کسایی به داستان باز میشه که…از اون طرف ناخواسته وارد ی ماجرایی میشه که پای کیارس هم به داستان باز میشه اما عاشق …
آرمان نگاهش رو از تلویزیون گرفت و گفت:
– بچه برو بخواب، مگه فردا نباید بری؟؟
به تو چه ای نثارش کردم که گفت:
– پرو شدیاااا، برو بچه برو بخواب که معلومه گیج خوابی!
راست می گفت، سری تکون دادم و رفتم از پله ها بالا. راستی خودم رو معرفی نکردم، من یه دختر شاد و خوش سرزبونم به اسم آرام به معنی سکون و آرامش اما بر خلاف اسمم خیلییییی شرمممم!!
یه داداش بزرگ تر از خودم دارم به اسم آرمان. هردوتامون با هم میترکونیم. بابامون روی وضعیت تحصیلمون خیلی خیلی حساسه. بخاطر همینم تو سن 15سالگی با خانواده مون رفتیم فرانسه. تا من کنکورم رو دادم و خواستم سال اول دانشگاهم رو تو دانشگاه فرانسه بگذرونم. بخاطر کار بابام که شرکت داره مجبور شدیم بر گردیم اما بابام قبول نکرد و گفت خودش بر میگرده اما ما به زور راضیش کردیم باهاش بیایم.
در اتاقم رو باز کردم و رفتم تو اتاق. خب داشتم می گفتم، بخاطر اینم که چن سالیه از وطن دور بودیم از هیچ کدوم از دوستامون خبر… نچ نچ نچ نداریم. راستی من قراره برم دانشگاه اونم فردا، البته بعد یک هفته طاقت فرسااا. روی تخت دراز کشیدم و چشمام رو بستم. و نمی دونستم چندتا اتفاق کوچک تو دانشگاه چه اتفاقاتی رو بیرون دانشگاه برای من و اطرافیانم رقم می زنه….