دانلود رمان ازدواج من pdf از لیلا حمید برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
رمان «ازدواج من » از سه بخش تشکیل شده: بخش اول خواستگاری های بی سرانجام هست…بخش دوم آشنایی و ازدواج این دو نفر هست…و در بخش سوم، این دو زیر یک سقف میروند، علی رغم دقت های وسواس گونه ای که هردو برای ازدواج داشتند، متوجه میشوند باز هم اختلافات زیادی بینشون وجود داره؛ دخالت دیگران، مشکلات اقتصادی، لجبازی ها ، سوتفاهم ها، دو بهم زنی های دیگران،… باعث دعواها و…
«سیاوش»
وارد خونه شدم و جعبه ی شیرینی رو روی میز گذاشتم. مامان اسپند رو دور سرم چرخوند و گفت:
_مبارک باشه، به سلامتی، لاحولولاقوهالابالله، بترکه چشم حسود. حالا چه جوری هست؟ راضی هستی؟ شیفت شبم داری؟ تعطیلات چی؟ تعطیلات هم باید بری؟ چند درصد به تو میدن؟ اصلا مریض داره یا باید تازه تبلیغات کنی؟
-یواش مادر من، یکی یکی، برای منی که تازه شروع کردم شرایطش خوبه، جزئیاتش هم بیخیال.
با ذوق زیاد بهم نگاه کرد. محبت مادرانه در نگاهش پر میکشید. روی مبل روبه روم نشست و با جدیت گفت:
-معافیتت رو که گرفتی، خونه هم که هست، قرارداد کار هم که بستی. دیگه باید برات آستین بالا بزنم، یه دختر دیدم پنجه آفتاب..،.
جعبه شیرینی رو باز کردم و گفتم:
-قربون دستت مامان، من پنجه و چنگال نمی خوام. دختر خوب خودم سراغ دارم. به وقتش خبرت میکنم.
روی تخت دراز کشیدم و چهره فرشته همکلاسیم توی ذهنم ظاهر شد. یه دختر بانمک و دلنشین که شیطنت و متانت رو باهم داشت. همیشه برام قابل احترام بود و الان که به ازدواج فکر میکردم، کیس مناسبی به نظرم می رسید. خاطرات مشترکی رو که با فرشته در دانشکده داشتم رو مرور کردم. کامپیوترم رو روشن کردم و وارد گروه همکلاسیها شدم. تمام پیامهایی که از روز اول تشکیل گروه تا الان گذاشته بود رو خوندم، دوباره و دوباره. دل به دریا زدم و رفتم پیویش… آنلاین بود…