دانلود رمان امتحان عشق pdf از zahra.sh.ir برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
مثل تمام داستان های دنیا، یه دختر و یه پسر، اما یه فرق کوچولو داره. یلدا و کارن قصه ی من ۴ سال با هم دوستن، ۴ سال خاطرات خوب و قشنگشونو با هم دارن. ۶ ماه هم به عنوان نامزد کنار همدیگه میمونن تا اینکه یه نفر این وسط مخالفت میکنه… یلدا و کارن توی هر لحظه کنار من بودن و باهاشون زندگی کردم …
با خستگی تمام خودم رو پرت کردم روی تخت.. از صبح دارم کار میکنم!! انقدر که این مامان من وسواس داره!! پدر من بدبخت رو در آورد!! کل خونه رو گردگیری کردم و جارو کشیدم… در و دیوار و پنجره هارو دستمال کشیدم… غذا و چیز کیک درست کردم… تمام ظرفا رو شستم واااای چقد کار انجام دادم ولی خب آشپزی رو با علاقه انجام دادم عاشق آشپزیم… دست پختمم حرف نداره!!! البته بقیه میگنا!! من از خودم نگفتم. خب خوش به حال کارن! خدا ببخشه منو بهش
والا! رفتم پیش مامان که داشت لباساشو انتخاب میکرد… به احتمال زیاد الان همه تون از مامان من پیش خودتون یه زن چاق و تپل و بداخلاق با طرز فکر قدیمی ساختید… ولی مامان من اصلا اینجوری نیست! فقط یکمی بد دهنه همین وگرنه هم هیکل رو فرمی داره و هم خوشگله منم بیشتر شکل مامانمم.. رنگ چشمام و حالت ابروهام به مامانم رفته.. فقط فرم صورتم و رنگ موهام به بابام شبیه هستش… وگرنه بینی و لب هامم شبیه مامانمه! مامانم موهاش فر و خرمایی
بود… ولی من موهام لخت و مشکی بود… حالا هرچی که بود هم قیافهی خودمو دوست داشتم و هم چهرهی مامانمو… رو به مامانم: مامان؟؟ من برم بیرون؟ _کجا بری؟ _برم یه خرده خرید کنم… اگه ندا اومد که با ندا میرم اگرم نیومد که با کیمیا یا ملیکا میرم… اگرم دیگه هیچکدومشون نیومدن که مرده شورش ببرن خودم تنها میرم. کثافتای آشغال خودشونو میگیرن واسه من!! مامان با چشمای گشاد شده پرسید: یلدا؟؟ حالت خوبه؟! چرا چرت و پرت میگی؟؟ اوسگول شدی رفت!