رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
مطالب محبوب
دانلود pdf رمان شش جنگجو Nasim_Bahar

دانلود رمان شش جنگجو pdf از Nasim_Bahar برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی

دختر های قصه ی ما شاد و شنگول و حاضر جوابن… پسر های قصه هم می خوان خودشون رو مغرور نشون بدن ولی چه می شه کرد که ذات شیطون هیچ وقت خواب نمی مونه!!! چی میشه اگه عشق بچگیت رو ملاقات کنی در حالی که نمی دونی خودشه…؟!

خلاصه رمان شش جنگجو

همون طور که فرم خوش رنگ مهد رو به تن داشتن وارد مهد کودک شدن. از شدت ذوق سر از پا نمی شناختن. بعد از مرگ ماماناشون طی یک سال تا حالا همچین احساس خوبی نداشتن. وقتی با هانیه و آرتینا وارد کلاس شد سه تا پسر رو دید که دارند با ماشین های رنگارنگ بازی می کنند و تنها صندلی های خالی پیش اون هاست.

حدیث:::
وقتی نشستیم پسر ها مغرورانه پا روی پا انداختن و به مربی مهد خیره شدن. یک صدای خوش آوا بلند شد. این صدای چیه؟! مربی مهد با لبخند گفت:
_خب بچه ها، اینم از زنگ تفریح…برین بازی کنین!!!
ذوق زده به همراه دختر ها از رو صندلی ها بلند شدیم و به سمت حیاط مهد دویدیم! دلم برای بازی کردن تنگ شده بود! داشتیم با هانیه و آرتینا گرگم به هوا بازی میکردیم من عقب عقب رفتم و پام به یک جایی گیر کرد! نزدیک بود بیفتم که یکی از اون پسر مغرورا منو گرفت! صورت هامون چهار انگشت با هم فاصله داشت!

چشم های جالبی داشت…سبز آبی…منم دست کمی از اون نداشتم، همیشه مادرم بهم میگفت چشمای طوسی عسلی تو مثل پدرت همه رو جادو می کنه.!.. از تو حصار دستای کوچیکش بیرون اومدم و یک لگد تو پاش زدم و فرار کردم. لحظه ی آخر برگشتم و براش زبونم رو در اوردم که دیدم داره می خنده!!! بعد از یک ماه کامل پسر ها رو شناخته بودیم . اسم یکشون هومن بود اسم یکی آرتام اون پسری هم که منو گرفته بود اسمش حسام بود.

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    شش جنگجو
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    Nasim_Bahar
  • ملیت
    ایرانی
  • ویراستار
    سایت رمانسرا
  • صفحات
    240
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 4,649 بازدید
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.